با توسل به آمريكا اين مسئله حل نميگردد 13 Jan 2009
با توسل به آمريكا اين مسئله حل نميگردد وضع سلامتيام را كه ميبينيد. همچنان داروهايم را مصرف ميكنم. دو ماه گذشت. يك ماه باقي مانده است. اورولوگ(متخصص مجاري ادرار) پس از دو ماه ديگر نتيجه اين دارو را بررسي ميكند. قبلا هم شش لامپ(ظرف آزمايشگاهي) از خون و ادرار نمونه برداري كردند. آن را به پزشك قانوني بردند، اما هنوز جواب آن نيامده است. علاوه بر اين ترشحات گلويم همچنان ادامه دارد. در زانو، بازوها و پشتم خارشهايي وجود دارند كه به ساير اعضاي بدنم هم پخش ميشود. هيچ جراحتي وجود ندارد اما باعث بروز لكههاي قرمز ميشود. هيچ لكهاي وجود ندارد. پس از خاراندن آن عضوها لكههاي قرمز و تاولهايي بوجود ميآيند. ميتوانيد علل آن را از يك متخصص پوست بپرسيد. 4 ماه است كه به راديو گوش نميدهم. راديوي كوچكي به من دادند. در آن هم همان عوارض ديگري ادامه دارد. صدايش پارازيت دارد. عجيب است. از آن صداي حرف زدن ميآيد. حرفهايشان بخوبي قابل شنيدن نيست اما يكي حرف ميزند، از بيرون با پارزيت مانع آن ميشوند. با مدير هم حرف زدم. گوش دادن به راديو حق قانوني من است. مدير هم چنين گفت: "گوش دادن به راديو حق قانوني شماست". ليكن نميتوانم به آن گوش دهم. به همين خاطر راديو را پس دادم. ميتوانيد با مدير حرف زده و اقدامات لازمه را انجام دهيد. راديوي تازه را هنوز دريافت نكردهام. ميتوانيد راديو را از طريق دادستان كل بفرستيد. تغييراتي در اكيپ اينجا صورت گرفت، نتوانستم آن را بفهمم! لباسهاي ويژه ميپوشند. قبلا هم اينگونه لباس ميپوشيدند. اين اكيپ رسميتر مينماياند. تا كنون چيز ناخوشايندي نديدهام. مانند گذشته مزغل را باز و بسته نميكنند. البته تا حال حاضر شما چه گفتهاي داريد؟ چه كساني را گرفتهاند؟ پس اينطور، حدس ميزدم "يالچين كوچوك" را بگيرند. يالچين فردي نظريهپرداز است. پس "تونجر قليچ" هم دستگير شد. اكنون در بازداشت به سر ميبرد؟ پس اينطور، فرد شماره يك، او بوده است؟ چند مامور بازداشت شدهاند؟ آيا فرمانده كل ارتش به اين وقايع اعتراض نموده است؟ پس چرا تشكيل جلسه دادهاند؟ همه اينها از سوي آمريكا هدايت ميشوند. ديدگاههايم را در رابطه با ارگناكن و اين عمليات (اپراسيون) بعدا بيان خواهم كرد. موضوع فلسطين در درجه دوم اهميت قرار گرفت؟ پس اسرائيل همچنان به حملات خود ادامه ميدهد. يعني جنگ و بمباران غزه ادامه دارد. اين موضوع حائز اهميت ميباشد، يعني جنگي مشاورتي در جريان است. آيا عليرغم مخالفت اردوغان اين حملات صورت ميگيرد يا با رضايت اوست؟ وضعيت آشفتهاي است چرا اين را ميپرسم؟ زيرا اين اهميت دارد. اين عملياتها وراي اردوغان انجام ميگيرند يا با رضايت اردوغان؟ زيرا اين وضعيت بر تاريخ تاثير خواهد گذاشت. به همين دليل من در صدد درك اين نكته هستم. مطابق اين تحليلاتم را ارائه خواهم نمود. آيا هنوز هم حملات هوايي انجام ميدهند. در نتيجه حملات هوايي چه تلفاتي وجود دارند؟ ميزان حملات هوايي چه قدر است؟ آيا هر روز صورت ميگيرد؟ اوضاع در سوريه چگونه است؟ مايلم اوضاع خلقمان را در سوريه باخبر شوم، چكار ميكنند؟ دوستانمان چگونهاند؟ در ايران اوضاع چگونه است؟ كساني كه حكم اعدام دريافت كردهاند عضو PJAK ميباشند يا افراد مدني كرد هستند؟ پس عليه خلق ميهن دوست ما فشارهاي رژيم ادامه دارند؟ من بسي به وضعيت خلقمان در ايران عراق و سوريه توجه دارم. آيا در رسانهها در رابطه با طالباني و بارزاني چيزي وجود دارد؟ جمعيت كردها مطابق تحقيقاتي كه يك موسسه آمريكايي انجام داده صحيح نيست. به نظر من در تركيه حداقل بيست و پنچ ميليون كرد وجود دارند. ديدگاههايم را در خصوص پروژه زنان مبتني بر تحول مرد را بعدا بيان خواهم كرد. در رابطه با كنفرانس كرد كه در صدد برگزاريش هستند، بعدا به بيان نظراتم خواهم پرداخت. در خصوص حزب همگرا وضعيت چگونه است؟ حزب همگرا ضرورتي مهم ميباشد. من در رابطه با اين موضوع قبلا هم ديدگاههايم را به وكلايم گفته بودم. البته نميدانم چقدر بازتاب يافت. اتحاد سوسياليستها نميشود. آنرا محدود ميكند. بايستي اتحاد دموكراتيك مبنا قرار گيرد، بر همين مبنا هم گسترش يابد. بايستي اينگونه بررسي و اجرا شود. حزب شما نيز يك حزب سوسيالدموكرات ميباشد. به همين سبب بايد دموكراسي را به خوبي مورد تحليل و موشكافي قرار دهيد؟ چه احزابي وجود داشتند؟ ESP چه سازماني است؟ اينـها يك موسسه هستند؟ از كدام طيف ميباشند؟ "فيليز" هنوز رئيس كل حزب SDP است؟ "ماهر سايين جدا شده و حزب جديدي تاسيس نمود. "ميهري بللي" چطور؟ انگار وضع سلامتيش خوب نبود. قبلا در خارج چند بار سعي كرده بود با من ديدار كند. از طرف من به ديدنش رفته و سلامهايم را برسانيد. ميتوانيد ديدگاههايم را در خصوص حزب همگرا به سمع وي برسانيد. قبلا هم گفته بودم. حزب همگرا بايد اتحادي دموكراتيك باشد نه اتحادي سوسياليستي. اتحاد سوسياليستي با روح حزب همگرا منافات دارد. حزب همگرا بايد فراگير بوده و همه طيفها بتوانند در آن ابراز وجود كنند. بايد پيرامون اصول دموكراتيك گردهم آيند. در اين اتحاد دموكراتيك بايستي طيفهاي چپ، ليبرالها، افراد متدين دموكراسي باور و اسلاميها امكان بيابند در زير سايبان حزب همگرا جاي بگيرند. ميتوان نام اينرا حزب كنگره دموكراتيك هم گذاشت. اعضاي تشكيل دهنده حزب همگرا ميتوانند نام ديگري هم برگزينند. احترام قائل ميشوم. نكته مهم محتوا و تحقق اتحاد دموكراتيك ميباشد. اين اتحاد ميتواند براي شناساندن خود به خلق، مجلهاي در استانبول منتشر كند. اسم آن ميتواند تمدن دموكراتيك و يا اسم ديگري شبيه آن باشد. ميتوانيد نوشتههاي من را نيز در اين مجله پخش كنيد. در خصوص حزب همگرا در دفاعياتم ديدگاههايم را با جزئيات بيشتري بيان كردهام. به تفصيل بر اهميت اتحاد دموكراتيك اشاره كردهام. اگر دفاعياتم را بخوانيد متوجه خواهيد شد. ديدگاههايم را ميتوانيد به اعضاي تشكيل دهنده حزب همگرا ابلاغ كنيد همچنين به سمع نويسندگان و روشنفكراني كه مناسب ميبينيد، برسانيد. حتي ميتوانيد، دفاعياتم را به چند آكادميسين روشنفكر كه مناسب ميبينيد، بدهيد تا در مورد آن به بحث و تبادل نظر بپردازند. به چپگراها هشدار ميدهم. تركيه به اتحاد دموكراتيك نيازمند است. جنبش چپ بايد پيرامون اين اتحاد دموكراتيك گرد هم آيد. در غير اين صورت مستقيما هم نباشد به نحوي غير مستقيم به چپ ارگناكن تبديل شده و نميتوانند خود را از اين مخمصه نجات دهند. بايد مواظب باشند. به چپ ارگناكن مبدل نشوند. ديدگاههايم را در مورد ارگناكن بر زبان ميآورم. وقايع امروز نتيجه نقشههاييست كه انگليسيها در سال 1920 آن را پيريزي كردهاند. اين نقشه از سال22 ـ1921 به بعد به اجرا درآمد. به اين خاطر از مصطفي كمال سخن ميگويم كه وي از نقشههاي انگليسيها مطلع بود و در تقابل با آن رهيافتي استقلالطلبانه را در پيش گرفته بود. تنها جنبه مصطفي كمال كه در اين مقطع ميتواند مورد دفاع قرار گيرد اين نكته ميباشد. من قبلا كتابي تحت عنوان "سير ناهنجار تاريخ" را خوانده بودم. كتاب شگفتانگيزي بود، حتما آن را پيدا كرده و بخوانيد. برخي موارد را به طور نسبي توضيح ميدهد. مصطفي كمال از رهيافت و خطمشي استقلالطلبانهاي برخوردار بوده، جمهوري و دموكراسي را مبنا قرار ميداد. مصطفي كمال در اوايل همانند ناپلئون حركت ميكرد. در آن راه طي طريق مينمود. اما بعدها از آن رويگردان شده و خطمشي مايل به "روبسپير" را مورد توجه قرار داد. "روبسپير كيست؟" يك ژاكوبن. يكي از افرادي كه نظام جمهوري را در فرانسه برقرار نمود. آري، مصطفي كمال پيرو روبسپير بود و روبسپير هم پيرو جمهوري دموكراتيك بود. سعي در تحقق جمهوري داشت. روبسپير يك ژاكوبن و دموكرات بورژواي فرانسوي بود. فردي بود كه براي حفاظت از جمهورياش بوفور گيوتين را بكار ميبرد. ليكن پس از چندي خود وي از سوي نزديكترين دوستانش به زير گيوتين برده شد. مصطفيكمال هم در صدد تاسيس و حفاظت از جمهوري بود. ليكن پس از آن به محاصه درآمدنش از سوي افراد منتصب و مرتبط با انگليسيها منفعل گشته و با ايجاد تئولوژي سياسي از سوي اينان مرگ معنوي مصطفي كمال در سال 1924 را تحقق بخشيدند. اين تئولوژي سياسي اصطلاحاتي از قبيل به درجه خدايي و پيغمبري رساندن را مطرح نمود و آنرا به اجرا درآورد. وانگهي هم مصطفي كمال و هم روبسپير در صدد تحقق و برقراري جمهوري دموكراتيك بودند. در دوران خويش طرفدار جمهوري دموكراتيك بودند. حال آنكه نگذاشتند برداشت مصطفي كمال از جمهوري جامه عمل بپوشاند و به جان وي سوءقصد نمودند. واقعا سوءقصد در ازمير را كه ميدانيد. در ميان سازماندهندگان اين سوءقصد "كاظم كارابكر" وجود داشت. مصطفيكمال اينرا ميدانست. كاظم كارابكر را تحت فشار قرار داد. ميخواست وي را محاكمه و مجازات قرار دهد. ليكن براي جلوگيري از اين، همه ژنرالهاي وي در آن دوره به اعتراض برخواستند. گفتند: "اگر تو كاظم كارابكر را دستگير كني ماهم توا خواهيم گرفت". مصطفي كمال دريافت كه پشتسر كاظم كارابكر نيروهايي بسيار جدياي قرار دارند. بناچار با اين نيرو سازش نمود. به سبب محاصره اين نيروها نتوانست انديشه جمهوري دموكراتيكيش را عملي سازد، مانع آن شدند. اگر از عملي شدن آن جلوگيري نميكردند، اكنون جمهوري دموكراتيك وجود ميداشت. اطلاع داريد كه بعدها به محوريت لندن، كنگره اقتصاد برگزار گرديد. كنگره اقتصاد ازمير در سال 1923ثمره اين بود. اينگونه در اقتصاد زير سيطره اين نيرو رفت. در اين دوران پروژه جمهوري دموكراتيك مصطفي كمال نقش برآب شد و بجاي آن با همكاري و مساعدت آلمان، انگلستان و فرانسه مفهوم دولتـ ملت تحقق پذيرفت. بعدها ايالات متحده آمريكا به حركت درآمد. در تصفيه ارگناكن تاثير و نقش ايالات متحده آمريكا، مشهود بود. زيرا آمريكا خود داراي نقشه نويني در رابطه با كردها بود و سعي در پياده نمودن آن داشت. اينان به آمريكا اجازه پيادهسازي سياسـتهايش در رابطه با كردها را نميدادند. در مقابل آن ميايستادند. آمريكا نميخواهد PKK را با وضع موجود نگهدارد و در اين راستا نقشههايي دارد. اكثر اشخاصي كه به جرم عضويت در ارگناكن بازداشت شدهاند، منسوبان مركز جنگ ويژه ميباشند كه از 1960 به بعد از سوي آمريكا آموزش ديدهاند. آمريكا به اينها گفت: "شما مرا نابود كردهايد، مرا ورشكستكردهايد". و آنانرا به زبالهدان انداخت. آمريكا اكنون هم از طريق اسلام ميانهرو سعي در پيادهسازي پروژهاش دارد. اينان به خود، كماليست ميگويند. ميگويند پيروان آتاترك ميباشند. اما هيچ كدام رابطهاي با مصطفيكمال ندارد. حتي كاريكاتور كاريكاتور مصطفي كمال هم نميباشند. "ولي كوچوك" از مصطفي كمال چه ميداند؟ به اندازه كوهي مابينشان فرق وجود دارد. اينان مصطفي كمال را درنيافتند. من اين بازيها را شناختم. سعي در بر همزدن آنها نموده و مينمايم. بخاطر اينكه فريب نقشههايشان را نخوردم، برايشان مانعي تلقي ميشدم. از اين رو مرا به اينجا آوردند. آوردن من به اينجا، در خاورميانه خيلي چيزها را تغيير داد. سقوط صدام حسين پس از ربودن من صورت گرفت. اينگونه عراق را به زير سلطه خود كشاندند. سپس الفتح را تصفيه كردند، حالا هم نوبت به حماس رسيده. بعدها با همين روش بشار اسد را از ميان برخواهند داشت. يعني نوبت به سوريه هم ميرسد. همان نقشهها را براي تركيه هم در سر ميپرورانند. به همين دليل به دولت هشدار ميدهم؛ فريب اين بازيها را نخوريد، بياييد مسائلمان را ميان خود حل كنيم. چندي پيش "آتيلا اوغور" كه اكنون زنداني ميباشد، به اينجا آمده و در حالي كه مقابلم نشسته بود، ميگفت: "مسئله را ميان خود حل كنيم"؛ باشد. اما به وي هم گوشزد كردم و گفتم: "سعي نكنيد از من سوءاستفاده كرده و فريبم دهيد. توانايي چنين كاري را نداريد". البته كه نتوانستند. من فريب بازيهايشان را نخوردم. آنها در مورد مسئله كرد، فاقد هر گونه پيشنهادي براي راهحلي واقعبينانه و پايدار بودند. نه در وضعيتي بودند كه توانايي درك مسئله كرد را داشته باشند، و نه در وضعيتي كه قادر به حل آن باشند. وضعيتشان مشخص است. دليل ديگر تصفيه آنان از سوي آمريكا هم رفتارهايشان در قبال من و PKK و سياستهايشان در خصوص مسئله كرد بود. بخاطر اينها سعي دارند رابطه من با ارگناكن را اثبات نمايند. حال آنكه از همان موقع بدليل فقدان وجود راهحلي واقعبينانه، پايدار و اطمينانبخش در خصوص مسئله كرد از سوي آنان، بهيچ وجه با آنان حركت ننمودم. همچنين ارگناكن را به PKK ربط ميدهند. اين نيروها در راستاي به كنترل در آوردن PKK از طريق افرادي همچون شمدين ساكيك و چروككايا كه داخل PKK با آنان تماس برقرار نموده بودند، اينكار را انجام ميدهند. انگليسيها هم در اروپا خواستند با استفاده از كانييلماز اقداماتي انجام دهند. من آنموقع در اين خصوص به كاني گوشزد نمودم، گفتم: "فريبشان را نخور" ، ولي به من گوش نداد. با روشهايي از اين قبيل درصدد به كنترل درآوردن PKK بودند، اما موفق نشدند. اجازه ندادم با اين سبك و سياقها من و PKK را زير سلطه خود ببرند. اما با اين ترفندها بايكال را به رياست CHP (حزب جمهوريخواه خلق) آورده و جناح چپ را تصفيه و منفعل كردند. با آوردن باخچلي به رياست MHP (حزب ملي گراي خلق) هم آنرا به كنترل خود در آوردند. آمريكا در مقابل "سيب سرخ"، نظريه اسلام ميانهرو خويش را به ميان آورد و كل جناح راست را زير لواي انديشه اسلام ميانه رو و پيرامون اردوغان و AKP(حزب عدالت و توسعه) گرد هم آورده و تحت كنترل خويش درآورد. من در دفاعياتم موارد بسياري را عميقا توضيح دادم. حالا به دو فصل پاياني دفاعياتم رسيدهام. تركيه و كردستان را مورد ارزيابي قرار خواهم داد. اين رخدادها را به تفصيل توضيح خواهم داد. ميتوان اسم دفاعيهام را مانيفست تمدن دموكراتيك گذاشت. ميدانيد، من هم مدت درازي پيرو تفكر دولتـ ملت بودم ولي سعي نمودم از آن گذار نمايم. براي گذار از اين تفكر كوششهايم از اوايل دهه 90 شروع گرديد. تفكرات جدياي داشتم. ليكن از سال 2000 به بعد موفق به گذار از نظريه دولت ـ ملت شدم. حتي يالچين كوچوك هم ميگفت : "آپو در بحران بسر ميبرد". شايد اينگونه باشد. اين بحران، بحران گذار از دولت ـ ملت ميباشد. من در دفاعيات اخيرم با تحليل و موشكافي عميق دولت ـ ملت از آن گذار نمودم. با جديتي وافر در مورد هگل به تفكر پرداختم. با معاصركردن افكار ماركس از وي گذار نمودم. من ماركس را رد نميكنم. ماركس را به نقد ميكشم. ماركس ادعا ميكرد كه كاپيتاليسم را تحليل نموده، ليكن به تمامي نتوانست كاپيتاليسم و دولت ـ ملت را تحليل نمايد. ولي باكونين و كروپوتكين در رابطه با دولت و قدرت بسي واقعبينانهتر ميانديشيدند. ماركس نتوانست قدرت را دريابد و خلق را در مقابل قدرت بدون دفاع و اسلحه گذاشت. در صورتي كه من قدرت را دريافتم و دمكراسي را به مثابه روش دفاع از خود خلق در برابر قدرت، مطرح كردم. من مخالف هر گونه جداييطلبي مبتني بر مليگرايي، جداييطلبي جنسيتي و جدايي طلبي ديني ميباشم. مخالف ايدئولوژي ساختگي علمگرايي، دينگرايي، مليگرايي و جنسيتگرايي هستم. در دفاعياتم اينها را عميقا مورد تحليل و برسي قرار دادم. در دفاعياتم همچنين نظام كاپيتاليستي را تحليل كردم. در حين تحليل و بررسي نظام كاپيتاليستي در دفاعياتم از برخي افكار" فرناند براودل" تاثير پذيرفتم. در اين رابطه از ايشان تشكر ميكنم. براودل ميگويد: " كاپيتاليسم مخالف داد و ستد است." من موافق اين انديشه هستم. اين تعبير را قبلا هم به كار آورده بودم. كاپيتاليسم بر انحصارگري تكيه ميورزد. با ايجاد تفاوت قيمتها، استعمار را مبنا قرار ميدهند. من مخالف خردهبازاريان و خردهبازرگانان نيستم. مغازههاي كوچك و يا كارگاهها را ميتوان داير نمود، اما من مخالف انحصارگريام. آنتيكاپيتاليسم بودن من هم اين است. مخالف ماشين نيستم. مخالف ماشينگرايي ( ماشينيسم ) هستم. مخالف هواپيما نيستم. مخالف هواپيماگرايي هستم. مخالف صنعت نيستم، مخالف صنعتگرايي (آندو سترياليسم) هستم. مخالف دين نيستم مخالف دينگراييام. اين نكات بايد درك شود. من در تقابل با دولت ـ ملت در دفاعيات قبليم نيز پيشنهادات چارهجويانهاي ارائه كرده بودم. قبلا " آيسل " و ديگر وكلا به اينجا رفت و آمد ميكردند نتوانستند سخنان آن دورهام را فهم كرده و به ديگران بفهمانند. ليكن سايرين قبل از آنها از اين افكارم استفاده نمودند. دارو دستهي " خورشيد تولون " سيصد تشكل جامعه مدني را تاسيس كردند. همه را هم به خود وابسته نمود. در واقع در آن زمان اين توطئه و دسيسهايي عليه جناح چپ بود. چپگراها اين را نديده و فريبشان را خوردند. اينان سعي در جذب DTP (حزب جامعه دمكراتيك) نيز داشتند. من به اين نكته پي بردم. ميدانيد آن دوره تداخلاتي انجام داده و اينگونه مانع از آن شدم. در واقع امروز نيز خطر مشابهي وجود دارد. بهمين دليل تحقق فيالفور حزب همگرا و يا همان اتحاد دموكراتيك ضرورت دارد. نبايد به وضعيتي همچون توطئه سال2000 دچار آيند. در رابطه با كنفرانس كرد، نظراتم را بيان خواهم داشت. مهم نيست كه كنفرانس در كجا برگزار شود. در اروپا و يا تركيه تفاوتي ندارد. نكته مهم اتحاد و همبستگي كردها ميباشد. در مقطع كنوني ميتوانيد در رابطه با اتحاد كردها، با اشخاص و طيفهاي علاقمند به اين موضوع در منطقه ملاقات كنيد. در انتخابات هم بايستي به مثابه اتحاد (ائتلاف) مشاركت ورزيد. شرايط آتشبس مشخص ميباشند. يك طرف باز ايستاده و طرف ديگر حملهور شود، اينگونه آتشبس برقرار نميشود. ما قبلا نيز به كرّات اعلان آتشبس يكطرفه نموديم. مشكلي در مورد اعلان آتشبس نداريم. اما بايد شرايط مناسب باشند. به همين خاطر اگر براي آتش بس فراخواني صورت گيرد از جانب ما نخواهد بود. آتش بس يكطرفه غير ممكن است. به اندازه مطالباتي كه امروز اسرائيل از حماس درخواست ميكند، بايد درخواست و مطالبهاي وجود داشته باشد. رفتار و رويكرد ما در قبال آتشبس معلوم است. اين را به كرّات گفتيم. براي آتشبس بايستي شرايطي مناسبي فراهم شوند. در مرحله كنوني عقبنشيني امكانناپذير است. براي عقبنشيني كردن بايستي اقدامات جدي، با اهميتتر و موثرتري صورت گيرند. بعدا اين موضوع را ارزيابي خواهيم كرد. اكنون حتي بحث كردن در مورد آن نيز صحيح نميباشد. شرايط گفتگو فراهم نيستند. در اين مرحله تنها ميتوان به ساكت نمودن سلاحها اكتفا نمود. اما عقبنشيني غير ممكن است. براي ساكت نمودن سلاحها نيز بايستي شروطي كه قبلا تعيين كرده بوديم، به جاي آورده شوند. دراين خصوص در آينده نظراتم را با جزئيات بيشتري اظهار خواهم كرد. من قبلا نيز گفته بودم، به PKK امر و نهي نميكنم. در اين خصوص آنان خود تصميم ميگيرند. در رابطه با اين موضوع خطاب به دولت ميگويم:"اين مسئله با روشهايي همانند محاصره و اشغال غزه از سوي اسرائيل حل نميشود. غزه جاي كوچكي است ميتوان محاصرهاش نمود. اما كردها، كوههاي زيادي دارند. در همه آن كوهها وجود دارند، سازمانيافتهاند. كدام كوه را محاصره خواهي كرد؟ عواقبي 40 برابر غزه را در بر خواهد داشت. در ظرف اين سه ماه مانده به بهار، براي پيشبرد و برقراري صلح بايد اقداماتي انجام دهند. اين حائز اهميت است. مطابق اقدامات صورت گرفته، بعدا نظراتم را بيان خواهم نمود. با توسل به آمريكا اين مسئله حل نميشود، تنها باعث خونريزي بيشتري ميشود. بايد اين مسئله را خودمان حل نماييم. جستن راهحل در آمريكا اشتباه است. سالهاي گذشته نيز همين را انجام ميدادند. نتيجهاي كسب نكردند. من آنها را نيك ميشناسم. نبايد در خارج به دنبال راهحل باشند. راهحل، اتحاد دموكراتيك ميباشد. اين، هم براي كردها و هم براي تركها اينگونه است. چنين اقداماتي انجام خواهند داد. تلويزيون هم تاسيس ميكنند. مدرسه هم ميگشايند. همه اينها را آمريكا تحميل ميكند. در چارهيابي مسئله كرد آنها، اين موارد وجود دارند. از سويي عليرغم تداوم ممنوعيتها بر روي زبان كردها، در سوي ديگر دست به چنين اقداماتي ميزنند. به چه منظوري چنين ميكنند، مهم است. به فعاليتهايي كه زنان را مورد بحث قرار داده، توجه نموده و از آن پشتيباني ميكنم. ميخواستم در رابطه با زنان جزئيتر به ارزيابي بپردازم، اما كمبود وقت داريم. افكارم را در اين مورد در ملاقاتهاي آينده بر زبان خواهم آورد. در طول تاريخ شمار زنها از مردها بيشتر بوده است. اين نكته را قبلا خوانده بودم. از لحاظ ژنتيكي هم از مردها برتراند. زن در طول تاريخ مورد استثمار واقع شده و نخستين بردگان نيز زنها بودهاند. يعني نخستين بردهگي در زن بوجود آمده است. پس از آن هم روستاييان و در نهايت كارگران ميآيند. در اين خصوص من تفكراتي دارم، بعدا بيان ميكنم. آنچه كه نظام كاپيتاليستي بر زن تحميل نمود، مشخص است. اين تجاوز است. زن هر روز از سوي مرد و نظام ـ مرد مورد تجاوز قرار ميگيرد. نظام ـ مرد يعني تجاوز روزانه به زن . فمينيستهاي تركيه قادر به درك و تحليل مفصل اين وضعيت نيستند. مفهوم و نگرش فمينيستي من متفاوت است، سطحي نميباشد. در دفاعياتم عميقا آنرا مورد تحليل و بررسي قرار ميدهم. در رابطه با اين مطلب افكارم را بعدا نيز باز ميگويم. بايستي فمينيستها هم بتوانند درون حزب همگرا به بيان خود بپردازند. اين براي جوانان نيز مصداق دارد. به رفقاي زنداني سلام ميفرستم. به تحقيقات و پروژههايشان عمق بخشند. به گوليزار آكن و ديگران هم بگوييد، بلوز چه شد؟ رسيد؟ قسمت زيرين تختخوابم را عوض كردند. برايم يك بالش و لحاف بياوريد. لحاف نايلوني نباشد. همچنين يك دست لباس خواب بياوريد. در اين مورد با مدير صحبت كنيد. روزنامهها را به نحو سانسور شده ميدهند. بعضي از قسمتهايش را ميبرند. باز هم بايد برايم بفرستيد. از كتابها نيز كتاب "جنسيت تاريخ" اثر فاطمه گل بركتاي را مجددا ميخواهم. قبلا هم گفته بودم. شمارههاي مجله "كوگيتو" كه درخواست كرده بودم را بياوريد. همواره برايم مجله بفرستيد. كتاب "هوبز باون" را درخواست كرده بودم. از اين كه آمديد متشكرم. اگر در مقاطع حساس و يا هر گاه كه صلاح ديديد به اينجا بياييد، خوب است. اميدوارم در كارهايتان موفق باشيد. سلام مرا به همه دوستان برسانيد. سلام مرا به خلق وان، دياربكر و مناطقي كه از آنجا آمدهايد، برسانيد. اين سخنانم را به پيام من در رابطه با سال نو اضافه كنيد. به دوستاني كه در اروپا پيرامون حزب همگرا فعاليت ميكنند سلام ميفرستم. به جوانان و زنان سلام ميفرستم. براي همه سلام ميفرستم.
با همهي اين تفاصيل، دولت جمهوري اسلامي در راستاي تشديد سياستهاي ضد كُرد و جلب توجه هر چه بيشتر تركيه به سوي خود جهت برونرفت از بنبست بينالمللي و مسئلهي هستهاي، نهتنها در صدد تصفيهي جنبش آزاديخواهي برآمده، بلكه خلق كُرد و بهويژه جنوب كردستان را آماج حملات توپخانهاي خود قرار داده و حتي مرزهاي كشور عراق و جنوب كردستان را مورد تعرض قرار داده است. بيشك همگان آگاهند كه در مناطق خاكورك، سيدهكان، خنيره، لولان و... PJAK و نيروهاي شرق كردستان(HRK) بهسر نميبرند
اعدام نمودن رهبر جوان اپوزيسيون بلوچ، عبدالمالك ريگي، بارزترين نمونه تداوم سياست قتلو عام است. اين امر نشاندهندهي آن است كه سياستهاي ضدخلقيِ جمهوري اسلامي، تنها متوجه خلق كرد نيست. بلكه ديروز كرد، امروز جوانان بلوچ و فردا هم ديگر خلقهاي ايران مورد هدف سياست دولت ميباشد
نظام تمدن مادّي در طول تاريخ، در پي بلعيدن تمام ارزشهايي بوده است كه محصول رنج هزاران سالهي جامعهي طبيعياند. جنگها، چپاولها، كشتارها، زندانها، سياهچالهها، شكنجهها، چوبههاي دار، صليب، زنجير و يوغ و تازيانه دستاورد تمدن مادّي و اقشار قدرتمدارِ فرادست براي بشريتاند. اينها همه ابزارهايي براي به سكوت كشانيدن، بيارادهسازي و تسليمگيري جامعه و هدايت آن بر اساس منافع قشر حاكم بودهاند.
پرداختي مختصر به مانيفست جامعهدموكراتيك رهبرآپو مراحل جامعه متمدن و مسائل مقاومت رامتين صبا بخش اول در اين بخش از مانيفست رهبر آپو مراحلي از جامعه متمدن مورد ارزيابي قرار ميگيرد و عوامل و مسايل ظهور «مقاومتها» را به شكلي بيان ميدارد كه فلسفه شكلگيري مقوله «قدرت» را به شكلي منسجم از تاريخ تمدن استخراج مينمايد و حلقههاي زنجيرسان آن را رومينمايد. كاري كه فيلسوفان و انديشمندان معاصر از قبيل «نيچه، هايدگر، فوكو و غيره» در طريق آن مَرْكب قلم دواندند، اما ناقص ماندند. زيرا در شناسايي حلقههاي تاريخي دچار نقص تئوري تاريخي گشتند.
با اتحادي نوين در راستاي آزادي گام برخواهيم داشت دولت ايران كه خود نيز در داخل مرزهايش برخوردار از مسئله حل نشده كرد ميباشد و شروع مبارزات نوين جنبش آزاديخواهي خلق كرد در سالهاي اخير اين دولت را تا حد زيادي در تنگنا قرار داده، از طرفي سعي بر از ميان برداشتن اين مسئله و نابودي خلق كرد را دارد و از سويي نيز خواهان رساندن اين پيام به دولت تركيه است كه "ما مستقيما در مقابل خلق كرد اعلام جنگ نمودهايم، آنها را كافر نام نهاده و فتواي جهاد در مقابلشان دادهايم و گامي فراتر از آمريكا عليه كردها نهادهايم
اسلحهها رو به كجا نشانه رفتهاند؟! ريوار آبدانان اين روزها مسئلهي كُرد ستونهاي خبري اكثر روزنامهها، بولتنهاي خبري، سايتها و تلويزيونها را به خود اختصاص داده است. قهرمانيِ بينظيرِ فرزندان كُرد در زندان اِوين تهران نگاه بشريت قرن بيستويكم كه تشنهي ذرّهاي آزاديست را به خود متوجه گردانيد.
« مقاومت زندگيست» باران روژ. بريتان سي و اندي سال از تاسيس دولت جمهوري اسلامي ميگذرد؛ دولتي كه هم با صفت اسلامي و هم صفت جمهوري هميشه سيري متضاد داشته است. دولتي كه به تمامي مطالبات دموكراتيك و آزاديخواهانهي خلقهاي ايران از همان بدو تاسيس پشت پا زد و كاراكتري توتاليتر و فراگيرنده را تحت حاكميت ولايت فقيه به خويش گرفت. همان ولايت فقيهي كه با نقاب نمايندگي خدا به خود حق هرگونه انحصار، غصب و چپاولگري را ميدهد و تاب تحمل هيچ گونه اراده و انسان آزادي را ندارد.