خلق کرد با مبارزه و مقاومتي بينظير توانست در راستاي تعيين سرنوشت و آينده خويش گام بردارد. باني اين مبارزه رهبر آپو بوده و ايشان پيشاهنگي اين مبارزه را عهدهدار بوده است. در مقابل اين امر، دشمنان خلق کرد از روز اول مبارزه تاکنون رهبرآپو را هدف حملات خويش قرار دادهاند. اين حملات با ربودن رهبر آپو در 15 فوريه 1999 از كنيا و استرداد ايشان به تركيه وارد مرحلهاي نوين شد. دشمن پس از ربودن رهبر آپو جهت نابودي کامل ايشان که در جريان توطئه موفق به انجام آن نشده بود، ايجاد سيستم زندان امرالي را در دستور کار خويش قرار داد. هم دولت ترکيه و ساير دولتهاي حاكم بر سرزمينمان و هم نيروهاي بينالمللي دخيل در اين توطئه با شروع دوران امرالي آغاز به اجراي نقشهاي نوين در برابر خلق كرد نموده و در پي آن برآمدند تا اين خلق را تماماً از صحنه هستي خارج كنند و با روشهاي مختلفي همچون ايجاد رعب و وحشت، آسيميلاسيون، زندان، شكنجه و قتلعام اين کار را در پيش گرفتند. اخيراً نقشه مسموم کردن رهبرآپو بهعنوان مرحله نويني از سناريوي امرالي اجرا گشته است. همزمان با آن، ارتش ترکيه تمامي کردستان را هدف حملات خويش قرار داده است. اين حملات هم در شمال کردستان و هم در جنوب و با همکاري رژيم ايران در شرق ادامه داشتهاند. با همکاري رژيم سوريه نيز نقشههايي عليه کردهاي جنوب غرب کردستان اجرا ميگردند که در رأس آن سياست کمربند عربي ميآيد. حملات ارتش ترکيه به جنوب کردستان و مناطق مسکوني و غير نظامي نشان داد که توجيهات واهي دولت ترکيه نميتواند بر ماهيت اعمال خصمانه اين دولت سرپوش بگذارد. حملات ارتش ترکيه به جنوب کردستان و اشخاص مدني نشاندهنده آن است که دشمني گسترده و بسيار وحشيانهاي عليه خلق کرد در جريان است. دشمنان خلق کرد درصدد هستند بردگي مورد نظر خويش را هرچه بيشتر بر خلق کرد تحميل نمايند. اما موضعگيري خلق کرد در تمامي نقاط و بخشهاي کردستان نشان داد که خلقمان از اين مسائل آگاه بوده و اين آگاهي ژرف است که مقاومت او را رقم ميزند. در حال حاضر موضوعي که براي خلق کرد اولويت دارد، مقابله با حملات اخير دشمنان و در رأس آنها تلاش براي تضمين سلامت جسماني رهبرآپو و آزادي ايشان است. "امرالي" مدلي است که براي سرتاسر کردستان در نظر گرفتهاند. سياستي که در امرالي اجرا ميشود همان سياستي است که در کردستان اجرا ميگردد. نُه سال است که عليرغم تمامي حسننيّتي که از طرف رهبرآپو جهت حل مسئله کرد از راه دموکراسي نشان داده شده، دشمنان خلق کرد اين را همچون ضعف جنبش ما قلمداد نموده و از آن سوءاستفاده ميکنند. دشمن همچنين با ايجاد موضوعاتي کاذب در پي تحريف موضوعي است كه در دستور کار ما قرار دارد، اما خلق کرد به مرحلهاي رسيده که با عزمي راسخ در پي متوقف نمودن اين حملات و روشن کردن مسئله است. در اين راستا مرحله فعاليتي فراگير و تازهاي را آغاز نمودهايم که تحت شعار "ديگر بس است، با افکار رهبري زندگي کن و آنها را ترويج بده" مقطعي نوين از مبارزه آزاديخواهانه خلق کرد را تشکيل ميدهد. جهت پيگيري اين مرحله كاري کميتهاي بهنام "کميته تأمين سلامت جسماني و آزادي رهبر آپو" تشکيل شده که شاخه شرق کردستان آن نيز در تاريخ 09-11-2007 با بيانيهاي تأسيس خويش را اعلام نمود. بر آن شديم تا جهت ارائه آگاهي بيشتر درمورد اين مرحله، رهبرآپو و وظايفي كه در اين مرحله بر عهدهمان قرار دارد، نظري به اين مسئله بيندازيم.
مبارز راه آزادي يک خلق رهبر آپو(عبدالله اوجالان) روز 4 آوريل 1949 در روستاي "عمرلي"(آمارا) از توابع شهر تاريخي اورفا به دنيا آمد.تحصيلات خويش را در کردستان به پايان رساند و در رشته علوم سياسي دانشگاه آنکارا، تحصيلات عالي خويش را ادامه داد. با توجه به ويژگيهايي که در روستا، محيط شهر اورفا و مناسبات خانوادگي خويش کسب کرده بود، از همان اوان ورود به محيط آنکارا با شخصيت مبارز خويش در جرگه فعالان سياسي قرار گرفته و در دانشگاه و خارج از آن در برخي سازمانها فعالانه شرکت کرد. در جريان شركت در يك تظاهرات اعتراضآميز دستگير و متحمل شش ماه حبس در زندان گرديد. پس از آن تصميم به تأسيس گروهي گرفت که در راستاي حل مسئله کرد فعاليت نمايد. پس از شش سال تدارک، در سال 1978 در روستاي "فيس" از توابع شهر دياربکر تأسيس حزب کارگران کردستان (PKK) را اعلام نمود. مدتي کوتاه قبل از کودتاي 12 سپتامبر 1982 به خارج از ميهن مهاجرت کرده و در لبنان مستقر شد. با استفاده از خلأ سياسي موجود در حاکميت لبنان در دره بقاع اقدام به تدارک بازگشت به ميهن نمود و كادرهاي حزبي را آموزش داده و به ميهن فرستاد. در سالهاي پس از کودتاي 12 سپتامبر، PKK متوجه گشت که در کردستان راهي بهغير از فعاليت مسلحانه جهت ادامه موجوديت خلق کرد باقي نمانده است. پس از اين دوران در 15 آگوست 1984 جنگ مسلحانه بر اساس چنين تفکري آغاز گرديد. اين جنگ در اواخر دهه هشتاد قرن بيستم، مسئله کرد را مطرح کرده و لزوم حل آن را نشان داد. تا آن دوران دولت ترکيه منکر وجود خلقي بهنام کرد ميشد اما طي اين جنگ موجوديت کردها و مسئله آنها برجسته گرديد و ترکيه با چالشي بزرگ رودررو ماند. ترکيه در برابر اين رويداد با در پيش گرفتن اليگارشي مافيايي در پي نابودي جنبش مليـدمکراتيک خلق کرد برآمد اما رهبرآپو با روش تحليلگرانه و چارهياب خويش رويدادها را جهتدهي نمود و خطمشي مستقلي را جهت حل مسئله کرد در پيش گرفت. اين خطمشي با منافع دولتمردان کشورهاي حاکم بر کردستان و نيروهاي بينالمللي حامي آنها همخواني نداشت. به همين دليل بود که اين خطمشي و پيشاهنگ آن يعني رهبرآپو با توطئهاي بينالمللي مواجه شد؛ توطئهاي که در تضادي آشكار با ارزشهاي حقوقي و حتي انساني قرار داشت. رهبري در طول جريان توطئه و بعد از آن نيز با اتخاذ مواضعي منطقي و چارهجويانه از تحريف مسئله و دچار شدن به سرنوشت ساير قيامها جلوگيري بهعمل آورد. در سايه همين برخورد بود که جنبش PKKکه پس از ربودن و اسارت رهبرآپو انتظار تضعيف آن ميرفت، نهتنها تضعيف نگرديد بلکه افکاري نوين و ايجاد سيستم سازماني جديدي هرچه بيشتر گسترش يافت. جنبش آپوئيستي از نظر سازماني همه بخشهاي کردستان را متحد ساخت. اين جنبش در همه بخشهاي کردستان تأثيراتي داشت اما پس از اسارت رهبرآپو و رهنمودهاي ايشان سازماندهي آن در همهجا رشد کرده و توسعه يافت. اين نشان از قدرت و تأثير ژرف انديشه رهبرآپو داشت که در زندان و دستان دشمن نيز توانست جنبش را بهسوي پيروزي هدايت کند. بيش از دويست سال از مطرح شدن مسئله کردها ميگذرد. از سال 1801 که شورش "بابان"ها آغاز شد، تاکنون مدت دويست سال است که کردها در اعتراض به انکار موجوديت خويش دست به هر تلاشي جهت احقاق حقوقشان زدهاند. در اين راه قيامهاي بسياري برپا نموده و از هيچگونه جانفشاني و فداكاري فروگذار نكردهاند. اما به سبب موقعيت سرزمين کردستان که از نظر استراتژيکي اهميت بسياري براي دولتهاي منطقه و نيروهاي غرب دارد، همچنين به سبب عميق بودن مسئله کرد و ابعاد گسترده آن قادر به کسب موفقيت نبودهاند. از طرفي اشغالگران اين سرزمين با تمامي توان خويش جهت از دست ندادن اين جغرافياي مهم همه نوع سرکوب و فشاري را بهكار گرفته و از طرف ديگر نيز به سبب توسعه پيدا نکردن جامعه کرد نيروي لازم جهت مقابله با اين اشغال بهوجود نيامده است. عشيرهگرايي موجود در جامعه کردستان و توسعهنيافتگي فکري و اجتماعي مانع از آن گشته که کردها نيز بتوانند همگام با جامعه جهاني در مسير توسعه پيش رفته و با هويت و فرهنگ خويش در صحنه جهاني به زندگي بپردازند. فرهنگ ديرين کردها و ژرفاي موجوديت آنها سبب گرديد که از نابودي کامل رهايي يابند اما هيچ موقعيت و جايگاهي نيز در صحنه سياست جهاني به دست نياوردند. کردها در حاشيه جهان به زندگي خويش ادامه دادند اما مقاومت فرهنگ کردي در برابر فرهنگهاي اشغالگر سبب گرديد که دشمنان در پي نابودي کامل خلق کرد برآيند. هيچ يک از قيامهاي کردستان متوجه اين امر نبوده و حتي پيشرفتهترين آنها که به شکل احزاب مدرن در پي انقلاب در کردستان برآمدند نيز نتوانستند خويش را از سطحينگري در اين مورد رهايي بخشيده و اقدامي نتيجهبخش بهعمل بياورند. سران و مبارزان صادق و فداکاري در ميان کردها ظهور کرده و با ازخودگذشتگي و وقف خويش در راه مبارزه در پي احقاق حقوق ملتشان برآمدند اما نبود رهنمود لازم جهت انقلاب در کردستان و محروميت از داشتن رهيافتي مبارزاتي سبب گرديد تا موفق به اين امر مهم نگردند. همچنين عمق مسئله تخريب شخصيت در کردستان و عدم توجه لازم به اين مسئله در قيامهاي پيش از PKK نيز حوزهاي از معضلات را تشکيل داد. مبارزان کرد به نوعي در دايره مبارزات سياسي که تنها معطوف به دشمنان جامعه کرد بود به محاصره درآمده و توسعه اجتماعي و سياسي لازم در جامعه جهت حمايت از انقلاب را در دستور کار خويش قرار ندادند. تمامي اين فاکتورها سبب گرديد تا دشمنان همچنان سياست سرکوب خلق کرد را ادامه داده و در دوران معاصر حتي با در پيش گرفتن سياست منسجم انکار و امحا مرحله آخر نابودي خلق کرد را به اجرا درآورند. در برابر اين امر نيز کردها در قالب جنبش مليـ دمکراتيک به پيشاهنگي PKK اقدام به برپايي انقلابي نمودند تا نهتنها به اين اشغال پايان داده و از نظر سياسي از نابودي رهايي يابند بلکه با کسب جايگاهي درخور خويش بتوانند با هويت، فرهنگ و زبان خويش و به صورتي که لايق انساني معاصر باشد در صحنه جهاني ظاهر شوند. جهان به پيشرفتهاي نويني دست يافته است اما اين پيشرفتها همراه با خويش هويت خلقها را نيز کمرنگ نموده و احتمال اضمحلال هويتهاي محلي و بومي را مطرح نمود. انقلاب کردستان ناچار بود تا هم خلق کرد را از خطر نابودي اشغالگران سرزمين کردستان نجات داده و ويژگيهاي اکتسابي از نظام را بزدايد و از طرف ديگر در مقابل خطر فرهنگ حاکم جهاني نيز تدابيري به عمل آورد. خود اين مسئله سبب ميشد تا در سطح جهاني حمايت چنداني از انقلاب کردستان به عمل نيامده و حتي برعکس آن در سطوح گوناگون جهت ممانعت از پيشرفت اين انقلاب اقداماتي انجام بگيرند. رهبر آپو با شخصيتي که در تضاد با جامعه توسعهنيافته کردستان و مناسبات آن با جهان توسعهيافته بوده و از افکار انقلابي چپگرا متاثر گشته است، از همان ابتدا با درس گرفتن از تمامي قيامهاي کردي و جنبشهاي انقلابي چپي آغاز به تدوين تئوري لازم براي انقلاب کردستان کرده و گامهاي عملي و لازم را برداشت. وي تفکر، عمل، روش، صبر، اصرار، اراده و قدرت پيشبيني و هوشياري لازم براي انقلاب را از خود نشان داد و چنان جنبش منسجمي را به وجود آورد که عليرغم اينکه سيستم جهاني منکر وجود کردها از نظر سياسي بودند، توانست کردها را به يک نيروي مبارزاتي تبديل کرده و در راه آزادي ميهنشان صاحب اراده نمايد. قبل از رهبر آپو قيامهاي بسياري روي داده بودند که هيچکدام از محدوده يک منطقه فراتر نميرفتند، ولي جنبشي که رهبرآپو آغاز نمود از نظر وسعت از تمامي آنها وسيعتر بوده و از نظر تئوريکي و مباني علمي و عملي نيز در سطحي قرار گرفت که نميتوان با جنبشهاي قبل از آن مقايسه نمود. رهبر آپو به دور از قالبهاي انديشه چپگرايانه که در آن دوران در جهان مرسوم گشته بود، با خلاقيت تمام افکار لازم براي انقلاب کردستان را مطرح کرد. همگام با پيشرفت انقلاب، در جايي که اين افکار کفاف انقلاب را نميداد، آنها را توسعه داده و به صورت وسيعتر بر روي جنبش پياده مينمود. همچنين اقدام به تعيين معيارهايي نمود که انقلاب ميبايست بر اساس آنها پيش ميرفت. اين معيارها هرچند با درنظر گرفتن معيارهاي انقلابي معمول در جهان تعيين گشته بودند اما به مرور زمان و در تناسب با انقلاب کردستان و جامعه کردي شکل داده شده و به صورت اصول شخصيتي اعضاي جنبش و اصول مبارزاتي سازمان، شکلي ويژهاي به صفوف مبارزان انقلاب داد. معيارهاي انقلاب کردستان اقتباسي نبوده بلکه مطابق نيازها شکل گرفتند. رهبري با اين روش خويش از هرگونه برخورد کليشهاي دوري گزيده، بر نيروي ذاتي خلق تکيه کرده و با امکانات اندکي که در دست داشت، هيجان، سرزندگي و شادابي هميشگيي در PKK ايجاد نمود. رهبر آپو اهداف انقلاب کردستان را تعيين نمود، خطمشي مختص به آن را طرح کرد، شيوه خويش را در کارها به کار برد و با پايبندي به عهدي که با خلق بسته بود، نهتنها دشواريها را مانعي بر سر راه خويش نديد بلکه آنها را بهصورت انگيزه کار و تلاش هرچه بيشتر درآورد. رهبر آپو گفت: ماداميکه در کردستان دشمن همه مجالهاي زندگي را ناممكن ساخته، پس به هر طريقي که شده بايد زندگي را آفريد؛ يعني آرماني را پيش روي خويش قرار داد که کسي حتي جسارت پروراندن آن را در ذهن خويش نداشت. به همين منظور رهبر آپو جامعه کرد را تحليل نمود، تاريخ را مورد بررسي قرار داد و با تعمق در مسائل مختلف اجتماعي، رواني و تاريخي به ريشه مسائل پي برد. در اين راستا بود که مسئله زنان را در کردستان برجستهتر نمود و گفت: «راه آزادي کردستان، از مسير آزادي زنان ميگذرد». براي اين کار عليرغم تمامي دشواريها، زنان را در مبارزه مشارکت داد و چنان پيشرفتي را بهوجود آورد که زنان کردي که به عنوان نيمي از جامعه در انفعال بهسر ميبردند به نيرويي كارا براي پيشبرد انقلاب تبديل گرديدند. رهبر آپو در خصوص تمامي مسائلي که بدانها پي ميبرد، ابتدا در درون خويش خودسازي کرده، سپس بر شخصيت کادر و بدنه حزب و جنبش اجرا نموده و آن را در جامعه تعميم ميداد. در اين راه سبك و سياقي مختص به خود ايجاد نموده که برعکس دلمردگي و ضعفي كه درجامعه کرد وجود داشت، تاثيرگذار، موفقيتآميز، هيجانبخش، جذاب، ارادهپرور و برانگيزاننده بود. رهبري در اين راه هيچگاه با ارزشهاي فرهنگي خلق به چالش نيفتاد و زندگي نويني را بر اين اساس آفريد. آنگونه مبارزي ساخت که خويش را وقف انقلاب سرزمين خويش کرده و در اين راه فداکاري، جسارت و ازخودگذشتگي لازم را نشان داد. اين مبارزان همگي سوگند ياد کردند تا زماني که سرزمينشان آزاد نشود از پاي ننشينند. اينگونه است كه انقلاب کردستان در سايه تلاش رهبرآپو هر روز اوج گرفت، بهپيش رفت و تعالي يافت. رهبر آپو همچنين مسئله کرد را از چنبره احساسات تنگنظرانه مليگرايي ابتدايي نجات داده و با ديدي انساني و با توجه به دستاوردهاي انساني عصر حاضر سعي در حل مسئله نمود. در اين راه مشاهده نمود که مسئله کرد تنها مسئلهاي سياسي نيست بلکه بنيادهاي ايدئولوژيک، تاريخي، اجتماعي و فرهنگي دارد که تنها اگر به عنوان يک پديده به آن نگريسته شود، ميتوان راهحل آن را يافت. در پيگيري اين نگرش نوين به مسئله کرد، رهبري به بنيادهاي بسيار عميق مسئله پي برده و با بينش خودانتقادي به بررسي عملکرد PKK پرداخته و اينگونه افکار خويش را در قالبي نوين بيان داشت و سازمان را مطابق آن شکل بخشيد. با اين عمل خويش مسير حقيقي جنبش مليـ دمکراتيک کرد را بدان نشان داده و اينگونه ضمانت عدم انحراف آن را ايجاد نمود. مسئله کرد در قالبي ريخته شد که خلق بهعنوان صاحبان اصلي آن بتوانند در آن مشارکت نموده و مطابق نيازها بدان شکل بخشند. بدون شک رهبر آپو کسي است که در طول تاريخ کرد براي اولين بار ماهيت حقيقي پديده کرد را درک کرده، مطرح نموده و به پايهاي جهت حل معضلات و مسائل انساني تبديل نموده است. در عرصهي علمي نيز رهبر آپو فعاليتي را آغاز نمود و پيش برد که جبران فقدان علم در جامعه کرد بود. تمامي مسائل انقلاب و معضلات اجتماعي که جنبش با آن روبرو بوده و مبارزه ميکرد در قالب تحليلات و تئوريهايي از طرف رهبر آپو ارائه گرديد. درسهاي رهبري در آکادمي "معصوم کرکماز" همگي در قالب کتابهايي تنظيم گشتند. حجم عظيم اين کتابها به صورت آرشيوي درآمد که ميراثي را براي جامعه کرد تشکيل ميدهد. شمار بالغ بر دويست و پنجاه کتاب رهبر آپو در تاريخ کردها و بسياري از خلقهاي منطقه بينظير است. هيچ رهبر سياسي و يا اجتماعي تاکنون خود اقدام به يک فعاليت علمي در اين مقياس نکرده است. کمتر رهبري در جنبشهاي کردي اينگونه به صورت علمي کار کردهاند. فعاليتهاي علمي برخي از آنها نيز تنها چارچوبي آکادميک داشته و از جنبه کاربردي براي انقلاب دور بودهاند. در بسياري از شورشهاي کردي و حتي در برخي از جنبشهاي مطرح در تاريخ کرد سران جنبش نهتنها خود قادر به توليد فکري نبودهاند بلکه حتي از کتابخواني هم به دور بودهاند. فعاليتها و تلاشهاي رهبر آپو در اين مورد سبب گرديده تا اندوختهاي براي جنبش ايجاد شود که براي تداوم جنبش در نبود ايشان و ايجاد تحولات در جامعه کرد موثر افتد. بدون شک اين حوزه از فعاليتهاي رهبر آپو يکي از مهمترين تلاشهاي ايشان را تشکيل ميدهد. در خصوص حل مسائل انساني نيز ميتوان نقش رهبر آپو را مشاهده نمود. با توجه به عميق بودن فرهنگ کردي و تاريخ آن و همچنين با توجه به اينکه مسئله کرد نيز داراي ريشهاي تاريخي است، رهبري با پيگيري مسئله کرد، پيوند آن را با تاريخ و مسائل بشري دريافته و بدينگونه رابطه تنگاتنگ چارهيابي مسئله کرد و مسائل انسانيت را ديده و در جهت حل آن اقدام به تفکر کرده و راهحلهايي مناسب ارائه داده است. مطرح نمودن مسائلي همچون اکولوژي و جنسيت و لزوم چارهجويي آنها و ارائه راهحلهايي در همين زمينه از سوي رهبر آپو، ايشان را به شخصيتي برجسته تبديل کرده که در اين عرصهها صاحب نظراتي جالب توجه، مفيد و حياتي براي همگان است. اين مسائل بشري پيوند مستقيمي با نظام فعلي حاکم در جهان داشته و دقيقاً به همين سبب بود که رهبر آپو مورد هجوم اين نيروها قرار گرفت و با توطئه بينالمللي مواجه گرديد.
چهره بدون نقاب توطئه بينالمللي در طول تاريخ، نظام دولتي حاكم هميشه جهت تداوم موجوديت خويش به سرکوب اقشاري پرداخته که در پي احقاق حقوق خويش بودهاند. در هر دورهاي از تاريخ سعي گرديده که با مطرح کردن توطئهاي پليد، خلقها و اقشار ستمديده را تحت کنترل خويش درآورند. گاه اين توطئهها طرح نگرش و تفکري انحرافي بوده که سبب گرديده ستمديدگان نتوانند به مبارزهاي صحيح دست زنند و گاه طرح شکلي منحرفشده از انديشهاي صحيح بوده است. نظام در اين چارچوب سعي کرده که به موجوديت خويش ادامه دهد و در کردستان نيز اينگونه بوده است. به سبب موقعيت سرزمينمان کردستان، اين منطقه هميشه مدنظر نيروهايي بوده که منافع خويش را در آن جستجو ميكردند. در ابتدا نيروهاي استعماري منطقهاي براي دستيابي به منافعشان بر اين سرزمين چنگ انداختند. پس از نفوذ استعمار غربي در سرزمينهاي شرق و ظهور و توسعه نظام سرمايهداري و آمدن نمايندگان آن به منطقه خاورميانه، کردستان به دليل منابع سرشار موجود در جغرافيايش به صحنه بازيهاي سياسي تبديل شد. چون جامعه کرد به سطحي نرسيده بود که بتواند همگام با پيشرفتهاي جهاني حرکت نمايد، هميشه در اين بازيها به نوعي خارج از تصميمگيري باقي ميماند. همواره از سوي استعمار غربي به صورت يک ابزار بازي به کردها نگريسته شده و با اعلام حمايت از قيامها و حقخواهي آنها تلاش كردهاند تا دولتهايي که خلق كرد در آن زندگي ميکنند تحت فشار باقي مانده و مجبور به دادن امتيازاتي به دنياي غرب شوند. هنگامي که اين امتيازات از آن دولتها گرفته ميشد، نهتنها پشتيباني از کردها به فراموشي سپرده ميشد بلکه در سرکوب آنها به اشغالگران سرزمينمان کمک و ياري نيز رسانده ميشد. از دوران شيخ محمود برزنجي و حتي قبل از آن گرفته تا برجستهترين نمونههاي آن همچون جمهوري کردستان در مهاباد و شورش بارزاني در سال 1975 بارها دول امپرياليستي در شکست جنبشهاي كردي نقش داشته و گاه حتي نيروهاي نظامي آن در سرکوب جنبش مشاركت فعال نمودهاند. نيروهاي هوايي بريتانيا در سرکوب جنگجويان شيخ محمود شرکت کرده و نمونههاي ديگري نيز وجود دارد که حاکي از شرکت دول امپرياليستي در سرکوب کردهاست. شورويها که حاميان خلقهايي محسوب ميگرديدند که در پي تعيين سرنوشت خويش بودند، در سرکوب و شکست جمهوري کردستان نقش مهمي داشتند. آنها هيچگاه خلق کرد را بر منافع خويش ترجيح ندادند و دل بر قرباني شدن اين خلق نسوزاندند. رهبر آپو در پي آن برآمد تا جنبش خلقي کردستان را چنان سازماندهي نمايد که بازيهايي از اين دست نتوانند آن را از ميان بردارند. براي اين کار تمامي جنبش را با تکيه بر خلق شکل داده و کارايي بخشيد. هميشه سعي نمود که به هيچ مرکزي وابسته نشود تا مورد سوءاستفاده قرار نگيرد. زيرا در جنبشهاي قبلي مشاهده كرده بود که چگونه فريبخوردن يک رهبر، خلقي را از پيروزي محروم ميگرداند. نيروهاي اشغالگر کردستان و نيروهاي بينالمللي که در منطقه منافعي داشتند اين موضوع را بهصورت خطري بزرگ براي خويش ديدند. آنها تنها حياتي بردهوار را شايسته کردها ميدانستند که در آن کردها بصورت نيمهانسان باشند و از نمودهاي زندگي انساني محروم باقي مانده و تنها بهصورت ابزاري در دست آنها مورد استفاده قرار بگيرند. ابتدا از راههاي مختلف در پي آن برآمدند تا رهبر آپو را تحت کنترل درآورند. هنگامي که موفق به اين امر نگشتند، خواستند تا جنبش را تحت کنترل درآورده و رهبر آپو را تنها گذاشته و از ميان بردارند. در مراحل نخستين هنگامي که جنبش هنوز در حد يک گروه بود از طريق عوامل مزدور بومي و در دوران بعدي با استفاده از اخلالگري درون حزبي در پي توطئه برآمدند. در مقاطع بعدي دشمن نيروهاي جهاني را نيز به کمک طلبيده و به هر قيمتي در پي نابودي جنبش برآمد. رهبر آپو که متوجه ابعاد توطئه گرديد، خواست تا با استفاده از راهحلي انساني مسائل را حل نمايد، اما دشمن ددمنش همچنان بر محور منافع خويش پيش رفت و حملات خويش را در برابر رهبر آپو بيشتر نمود. اوج اين حملات، توطئه 15 فوريه 1999 بود که طي آن رهبر آپو ربوده شده و به ترکيه تحويل داده شد. در دوران اسارت در زندان امرالي نيز، رهبر آپو با اتخاذ موضعي که کسي انتظار آن را نداشت، خلاقيت خويش را در يافتن راهحل مسائل نشان داد. دشمنان و نيروهاي توطئهگر در نظر داشتند رهبر آپو را در جريان توطئه از ميان بردارند. طبق گمانهزنيهاي آنان اگر اين امر ممكن نميگشت رهبر آپو با اتخاذ موضعي قالبي و تنشزا فضايي را ايجاد خواهد کرد که با واکنشهاي متقابل، جنگ ميان خلقها را سبب خواهد شد؛ در نتيجه اين امر درگيريهاي منطقهاي پيش آمده و اين نيروها نيز خواهند توانست سياستهاي خويش را ادامه دهند. رهبر آپو جهت جلوگيري از اين امر با اتخاذ استراتژي اتحاد دموکراتيک و بهدنبال آن طرح جامعه اکولوژيکـدموکراتيک و در نهايت اعلام کنفدراليسم دموکراتيک از رسيدن اين توطئه به هدف خويش ممانعت به عمل آورد. در مقابل اين امر دشمن با اتخاذ سياست ايجاد فرسايش و تأخير در حل مسئله کرد سعي نمود تا جنبش را از درون تضعيف نمايد. پيش آمدن مسئله اخلالگري درون حزبي نيز در همين چارچوب بود. رهبر آپو با درايتي که لايق رهبريتش بود جنبش را از اين مرحله حساس عبور داد و آن را به انگيزهاي براي تقويت سازمان و پيش بردن انقلاب تبديل نمود.
"امرالي"، مدلي که براي کردستان در نظر گرفتهاند در طول اين دوران زندان امرالي به صورت يک سيستم تنظيم و اجرا گرديد و به ماکتي براي برخورد دشمن با کردستان تبديل شد، يعني دشمن هر نگرشي را که در مقاطع مختلف درباره جامعه کرد داشت بر روي امرالي و زنداني آن يعني رهبر آپو اجرا نمود. دليل آن نيز مشخص بود؛ دشمن به خوبي ميدانست که جامعه کرد رو به نابودي ميرفت و اين رهبر آپو بود که آن را نجات داد و به همين سبب اکثريت جامعه کرد رهبر آپو را بعنوان رهبر و اراده سياسي خويش قبول دارند. دشمن با آگاهي از اين امر اقدام به اتخاذ موضعي شديدتر عليه رهبر آپو کرده و سياستهايي را که براي جامعه کرد در نظر گرفته بود در برابر رهبر آپو اجرا مينمود. دشمن ميدانست که جامعه کرد به سطحي رسيده که در آستانه آزادي قرار گرفته است و براي اينکه اين آزادي حاصل نشود روزبهروز بر سختي شرايط امرالي افزود، زيرا ميدانست که جامعه کرد با امرالي به اين سطح پيشرفت ميرسد. رهبر آپو در امرالي و در مکاني که در واقع تنها يک اتاق است بهسر ميبرد؛ تختخواب، کتابخانه، ميز و صندلي همه در اين اتاق بوده، سرويسهاي بهداشتي (حمام و توالت) نيز در آن تعبيه شدهاند. در طول بيست و چهار ساعت اتاق با دوربين کنترل شده و حتي از روزنه در مورد نظارت قرار ميگيرد. براي ارتباط با جهان خارج تلفن وجود نداشته و تنها يک راديو در اختيار رهبري است که آن را طوري دستكاري و تنظيم كردهاند كه ايشان تنها قادر به گوش دادن به شبکه يک راديو رسمي جمهوري ترکيه باشند. تمامي زندگي خارج از سلول مذکور عبارت از يکساعت هواخوري در روز و ديدار با ملاقاتكنندگان است. نُه سال است که رهبر آپو در اين سلول بهسر ميبرد و دشمن جهت تخريب اعصاب و روان ايشان هر نوع عمل غيرانساني و ضد بشري انجام داده است. رهبر آپو با تمام توان شخصيتي خويش در برابر اين شكنجهها مقاومت نشان داده و نهتنها دچار ضعف نگشته بلکه در همان شرايط دشوار نيز به وظيفه خويش در قبال خلق خود و انسانيت به بهترين وجه عمل نموده است. ابتدا رهبري هر هفته با وکلاي خويش به مدت يکساعت و هر دو هفته يکبار با خانواده خويش يکساعت و گاه کمتر ديدار مينمود. اين هنگامي بود که دشمن اميدهاي جداگانهاي از مسائل داخل سازمان داشت اما هنگامي که اين اميدها حاصل نگشتند و اوضاع جهاني نيز تغيير يافتند، دشمن پس از جريان 11 سپتامبر و حمله آمريکا به عراق فرصت را مغتنم شمرده و بهتدريج شرايط زندگي رهبر آپو را دشوارتر نمود. ابتدا از ديدارها ممانعت به عمل آورده شد؛ سپس در رسيدن کتابها، وسايل و نامهها به دست ايشان، موانعي ايجاد نمود. پس از اين نيز گامي ديگر برداشته و در قبال سخنان رهبر آپو که آن را بهعنوان "دستور دادن به سازمان" و "جرم" محسوب مينمود، مجازات سلول انفرادي را براي ايشان در نظر گرفت؛ رهبر آپو از اين نوع مجازات بهعنوان "انزوا در انزوا" نام ميبرد. مجازات سلول انفرادي نيز به شكل سلب تمامي امکانات از جمله کتابها، راديو، حتي قلم و دفتر از ايشان اجرا ميگشت، اين مجازات تاكنون بارها اجرا گشته است. اوج اين اعمال وحشيانه مسموم کردن رهبر آپو بود که سازمان در سال 2006 از آن آگاهي يافته و با تحقيقاتي که با تمامي دشواريها انجام گشت، آن را با حضور وکلاي رهبر آپو و پزشکان بينالمللي متخصص تکسيکولوژي (سمشناسي) در روز يک مارس 2007 در رم پايتخت ايتاليا اعلام نمودند. طي مسمومنمودن، دشمن با انتقال موادي نظير "کروم" و "سترونسيوم" در هوا (از طريق کولر) و رنگي که ديوارها با آن رنگآميزي شدهاند، ميزان اين مواد را در بدن رهبر آپو بالا بردهاند. اين دو ماده به صورت طبيعي در بدن وجود دارند اما ميزان آن اگر از حد معمول بالاتر رود سبب اختلالات متعدد و در نهايت بيماريهاي مرگآوري ميگردند. رهبر آپو قبلاً نيز بيماري "سينوزيت" و اختلالات حنجره داشتهاند اما پس از اين اقدامات، امراض مذكور شدت يافتهاند. عليرغم آشکار شدن اين امر، دولت ترکيه منکر آن شد ولي در اثر فعاليتهاي اعتراضآميز خلق کرد که "اعتصاب غذا تا دم مرگ" در اروپا با شرکت برخي از فعالان سرشناس سياسي کرد در رأس آن بود، کميته پيشگيري از شکنجه CPT هيئتي را جهت معاينه رهبر آپو به امرالي فرستاد. بااين حال دولت ترکيه اجازه نمونهبرداري را به اين هيئت نداده و هيئت نيز تاکنون نتيجه تحقيقات خويش را اعلام نکرده است. اين مرحله نوين از توطئه بينالمللي، در واقع نمود حمله همهجانبهاي بر خلق کرد بود که جوانب بينالمللي داشت. کميته وزيران شوراي اروپا با اعلام عدم لزوم محاکمه مجدد رهبر آپو و قبول محاکمه سال 1999 ايشان در ترکيه، براي فشار بيشتر بر امرالي و خلق کرد به ترکيه چراغ سبز نشان داد. نقش اروپا در طول توطئه بينالمللي تعيينکننده بوده است. حتي هنگام ورود رهبر آپو به زندان امرالي چند مقام کميته پيشگيري از شکنجه در آنجا حضور داشتند و اين نشان از آگاهي آنها از توطئه و همدستي آنها در اين دسيسه است. دولت ترکيه از طرفي نقشه نابودي رهبر آپو را کشيده و از طرف ديگر با تمامي قوا سعي در نابودي كليه دستاوردهاي خلق كرد دارد. "اگر کردها در آفريقا نيز چادري بزنند آن را بمباران خواهيم کرد!" اين عبارت نشان از عمق دشمني ترکيه با خلق کرد دارد. جايي كه اين دستاوردها كسب شوند براي آنها تفاوتي ندارند؛ در هر بخش کردستان و تحت هر نام و در چارچوب هر فکري که باشد، دولت ترکيه آن را عليه خويش ديده و برخوردي خصمانه در مقابل آن اتخاذ ميکند. حتي اخيراً ديديم که سازمان امنيتي ترکيه در روسيه دست به ترور سياستمداري کرد زد. جمهوري ترکيه بر پايه انکار کردها بنا شده و به همين سبب هر نوع رويداد مثبت در رابطه با خلق کرد را در تضاد با خويش ديده و آن را آغازي براي نابودي خويش تلقي مينمايد. حمله ترکيه به جنوب کردستان در اين چارچوب است. به بهانههايي که همه ميدانند اصل مسئله نيست به جنوب کردستان حملهور شده و باعث كشتهشدن افراد مدني و غيرنظامي شده است. بهجاي در پيش گرفتن راهحلي عاقلانه در حل مسئله کرد و به رسميت شناختن هويت کردي، با روش سرکوب و ارعاب و با شيوههاي آسيميلاسيون و اضمحلال فرهنگي سعي در زدودن هويت کردي ميکند. اخيراً با به ميدان آوردن اسلام سياسي در قالب حزب عدالت و توسعه حوزهاي نوين را در مبارزه عليه کردها گشوده است. استفاده پسروانه و باژگون از اعتقادات ديني خلق يک اقدام پليد ديگر عليه خلق کرد است. در مجموع اين رويدادها و اقدامات، راهحلهاي مسالمتجويانه را در تنگنا قرار داده و لزوم مقاومت را از سوي خلق و جنبش آزاديخواهي مطرح مينمايد. خلق کرد با تمامي تلاش و کوشش خويش و با دادن بديلهايي بسيار در شرايط دشواري که هيچ پشتيباني نداشت، از هويت خويش پاسداري نموده و با درايت تمام سعي در همگامي با پيشرفتهاي عصر نموده و خواهان مشارکت در ارزشهاي انساني و دموكراتيك است؛ ارزشهايي که خود در ايجاد و آفرينش آنها نقشي بسيار داشته است. دشمنان خلق کرد اين مجال را براي ما قائل نبوده و تنها يک زندگي بردهوار را برازنده و شايسته ما ميبينند. آنها حتي خلق کرد را تماماً نابود نميکنند، بلکه در سطحي بردهوار و شيوهاي حيواني نگه ميدارند تا در صورت لزوم بهصورت ابزاري بهکار برند. اين برخورد غير انساني آنها به هيچ وجه قابل قبول نيست. خلق کرد پس از اينهمه دشواري ممکن نيست بار ديگري حياتي كمارزش كه هيچ تشابهي با حيات انساني ندارد را بپذيرد. انسان کرد از "مردهاي سرپا" به "الگوي مبارزه، مقاومت، صلح و دمکراسي" تبديل شده است و باري ديگر از اين موقعيت گام به عقب برنخواهد داشت. در همين راستاست که خلق کرد با آغاز مرحلهاي نوين از مبارزه، حلقهاي تنگ بهدور رهبر آپو بسته تا از دستاوردها و ارزشهاي خويش محافظت نمايد.
ديگر بس است! خلق کرد با PKK رستاخيز جامعه خويش را تحقق بخشيد. با حمله تاريخي 15 آگوست 1984 و جنگ مسلحانه به بردگي پايان داده و با اتمام دوران رستاخيز، دوران رهايي را آغاز نمود. با دوران فوريه 1999 با مرحلهي خطرناک نويني مواجه شده و با تمامي قواي خويش در مقابل اين حمله ايستادگي نمود. خلق کرد و شهدايي که با شعار "نخواهيد توانست آفتابمان را بيفروغ نماييد" بدن خويش را به آتش کشيده و صدها قهرمان فدايي كه پيرامون رهبر آپو حلقهاي از آتش تشکيل داده و براي تأمين آينده سرزمينمان به دشمن نشان دادند که اسارت رهبر آپو چيزي از مقبوليت ايشان بهعنوان رهبر خلق كرد نکاسته و در صورت وجود تمايلي براي حل مسئله، تنها رهبر آپو مخاطب مسئله است. دشمن سياستهاي مختلفي را براي از ميان برداشتن رهبر آپو اجرا کرد که اوج آن مسمومنمودن ايشان است. ديگر به مرحلهاي رسيدهايم که سخني براي گفتن باقي نمانده است. پافشاري دشمن بر نفي و نابودي کردها راهي بجز مقاومت باقي نگذاشته و اينگونه است که خلق کرد در برابر اين حملات همهجانبه مرحله نويني را آغاز ميکنند. در اين مرحله خلق کرد ميخواهد تمامي فشارها، سرکوبها و حملات را متوقف نمايد؛ به همين جهت است که ميگويد "ديگر بس است!" و در چارچوب شعار "با افکار رهبري زندگي کن و آنها را ترويج بده" به منظور حل مسئله کرد از هر راهي که ممکن باشد، در پي دو هدف است. يک هدف که کوتاه مدت است تغيير مکان زندان رهبر آپو و معالجه ايشان است؛ اين مورد، هدف اول اين مرحله مبارزه است. هدف دوم نيز آزادي کامل رهبر آپو و حل مسئله کرد است. "ديگر بس است" يک کمپين و يا فعاليتي مقطعي نيست بلکه مرحلهاي نوين از مبارزه است. جنبش مليـدمکراتيک کرد ايجاد زندگي آزاد و جديدي را در دستور کار خويش قرار داده و آن را تا مرحله كنوني آورده است. حال که در آستانه بهثمر نشستن مبارزه هستيم، دشمن براي پيشگيري از ايجاد شخصيت و حياتي نوين در کردستان، تمامي امکانات خويش را جهت حمله به ميدان آورده است. خلق کرد براي ممانعت از اين حمله و مقاومت در برابر آن اعلام ميدارد كه "ديگر بس است". هر فرد کرد بهشيوهاي شعار "ديگر بس است" را فرياد ميزند. جوانان کرد ميگويند "ديگر بس است! کسي حق ندارد از جوانان استفاده ابزاري نموده، آنان را منحرف سازد، بيهويت نموده، بيشخصيت کرده، گرفتار مواد مخدر ساخته، به مزدوري و جاسوسي گماشته، رهبرمان را با نابودي رو در رو گردانده و سازماندهي ايجادشده توسط جوانان کرد و آينده جامعه ما را به بازي بگيرد". زنان کرد ميگويند "ديگر بس است! کسي حق ندارد با ما به عنوان جنس دوم برخورد کرده، جايگاهي براي ما قائل نشده، نقشي انساني به ما نداده، ما را ناقصالعقل قلمداد کرده، بهمنظور استفاده جنسي در خدمت فرادستان و ستمگران کوچک و بزرگ قرار دهد، از زندگي محروم نموده، از صحنه اجتماع دور کرده، فرزندانمان را به کشتن داده، رهبرمان را با نابودي رو در رو گردانده، سازماندهي زنان که براي اولين بار در طول تاريخ در اين سطح ايجاد شده را ناديده گرفته و آينده ما را تاريک نمايد". خلق کرد يکپارچه فرياد ميزند "ديگر بس است! کسي حق ندارد ما را انسان قلمداد نکرده، ما را نيست انگاشته، نفي کرده، حياتي انساني براي ما قائل نشده، همچون ابزار بکار برده، به مزدوري و بردگي مجبور نموده، نيروهاي پوياي ما را به هدر داده، جوانان ما را به کشتن داده، رهبرمان را در زندان با نابودي رو در رو گردانده، در پي نابودي سازمان و حزبمان برآمده و آينده ما را به اربابان فريبكار و نيرنگباز و صاحبان سرمايه پيشکش نمايد". در تمامي اين اعتراضها نقاط مشترکي وجود دارند و محور آن ايجاد حياتي نوين و تلاش در راه ايجاد جهاني بهتر است. خلق کرد به سوي ايجاد جهاني ميرود که در آن موجوديت يافته، انکار نميشود و به حقوق خويش نايل ميگردد. جهاني که در آن بنا به اعتقادات فکري خويش همراه با طبيعت و بدون تبعيض جنسي، ملي و طبقاتي زندگي ميکند. بههمين دليل نيز به موانع پيش روي اين جهان اعتراض مينمايد. محور اين حيات نوين رهبر آپوست، کسي که چنين حياتي را به خلق کرد شناساند و به آنها زندگی بر اساس هويت خود را آموخت. هماکنون کردها در برابر خطراتي که رهبر آپو با آنها روبهروست بپاخاستهاند. هر جوان کرد، زن کرد و هر فرد کرد از هر قشري که باشد مواردي را نميپذيرد و محور همه اينها نيز يک خواسته است و آن طلب آزادي رهبر آپوست. خلق کرد در تمامي بخشهاي کردستان و خارج از ميهن بايد در چارچوب اين خواسته برخورد نموده و کار و فعاليت نمايند. تلاشهاي ما بايد در اين راستا باشد. براي اين منظور و هماهنگي کارهاي اين مرحله در هر بخش کردستان کميتهاي بنام "کميته تامين سلامت جسماني و آزادي رهبر آپو" تشکيل شده که شاخه "شرق کردستان" آن نيز در شرق کردستان و ايران اين وظايف را بجاي خواهد آورد. اين کميته جهت ايجاد هماهنگي در وظايف، فعاليتها و تلاشهاي خلق کرد تشكيل شده است. تنها کار کميته مذكور پيگيري اين مرحله نيست؛ بلکه تمامي نهادهاي دموكراتيك کردي در برابر آن مسئول هستند. "ديگر بس است", مرحله نويني از مبارزه است. اين مرحله نوين، تنها با مشارکت تمامي نيروها ميتواند معنا يافته و عملي شود. بايد بدانيم که بقاي موجوديت و پاسداري از حيثيت خويش لزوم انجام وظيفه در برابر اين حمله تاريخي را مقتضي ميگرداند. هيچ کس نبايد در اين مرحله بدون انجام فعاليتي مشخص و مؤثر نفسي از سر آسودگي بکشد.
وظايف مرحله نُه سال است که رهبر آپو در شرايطي بهسر ميبرد که نظير آن تاكنون در هيچ كجاي دنيا ديده نشده است. در مرحلهاي که به آن رسيدهايم، اين امر براي ما نيز به چنان سطحي رسيده که ديگر غيرقابل قبول است. زندان امرالي حتماً بايد بسته شود و مکان زندان رهبر آپو تغيير داده شده و بيماري جسماني وي مورد معالجه قرار گيرد. حمله سياسي ديگر بس است در همين راستاست. اين حمله کاري، حمله مقاومت و مبارزهاي است که تا مرحله نتيجهگيري ادامه خواهد داشت. هر فرد ميهندوست کرد و هر کردي که براي خويش حيثيتي قائل بوده و در پي حياتي انساني است و آزادانه ميانديشد بايد تحت شعار "با افکار رهبري زندگي کن و آنها را ترويج بده"، ابتدا خويش را با استفاده از افکار رهبر آپو از نظر گذرانده، بازبيني کرده و از جنبه شخصيتي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در مورد عملکرد خويش تأمل نموده و آنگونه كه لازم است برخورد نمايد. در کنار آن بايد با مطرح کردن اين موضوع بحث در هر جا و مكاني سبب شود تا ديگران نيز بدين شيوه برخورد نمايند. اينگونه ميتوان حقيقتاً به رهبر آپو انديشيد؛ برخوردي که تنها در سطح احساسي و عاطفي باشد، فايدهاي در بر نخواهد داشت. فلسفه رهبر آپو فلسفة عمل به دانستههايت است. اگر دو کلمه در راه آزادي خلق خويش و انسانيت بداني و بدان عمل کني، مفيدتر از دانستن هزاران کلمه و عمل نکردن به آن است. آپوئيسم با اين فلسفه، کردستان را از نو احيا نمود و فرد کرد را به مرزهاي انسانيت و آزادي بازگرداند و از گرداب ازخودبيگانگي ايجادشده بهدست دشمنان نجات داد. اگر هر فرد حقيقتاً چند گفتهاي را که از رهبر آپو آموخته، در زندگي خويش بهکار ببرد و زماني را براي تأمل در باب آن اختصاص دهد، آن وقت خواهد توانست در راه اعتقادات خويش و براي آزادي سرزمين خود و ساير خلقهاي منطقه و انسانيت نقشي ايفا نمايد.بههمين منظور بايستي هر فرد کرد در هر جايي که بهسر ميبرد در فعاليتهايي که درون چارچوب مبارزه نوين ما و در قالب "ديگر بس است" صورت ميپذيرد، مشارکت نمايد. يک کمپين امضا را نيز آغاز نمودهايم که در آن از کميته پيشگيري از شکنجه درخواست مينماييم که نتايج تحقيقات خويش در امرالي را اعلام نمايد. در اين راستا از هر کرد ميهندوست و تمامي دوستان خلق کرد خواستاريم تا در اين کمپين که هدفي تماماً انساني دارد، شرکت نمايند. هر فرد کرد ميتواند با طرح نظرات، پيشنهادات و انجام اقداماتي خلّاق در اين چارچوب وظيفه خويش را بهجاي آورد. خلق ما در شرق کردستان با تکيه بر نيروي خويش و با تشکيل نيروهاي دفاع ذاتي خويش با تمامي توان و بدون داشتن هيچ چشمداشتي از اين فعاليت فراگير خلقي، ميهني و حيثيتي پشتيباني کرده و در آن سهيم خواهد شد. در اين راه با نيرو گرفتن از قدرت آزادي، حقانيت و عدالت باري ديگر مقطعي نوين از وظيفهاي انساني را بر عهده گرفتهايم. با ايمان به لزوم وجود برادري، تساوي، صلح و انسانيت آرزومند پيروزي براي خلق خويش بوده و دست همياري و همبستگي دوستان خلق خويش را ميفشاريم.
کميته تأمين سلامت جسماني و آزادي رهبر آپو ـ شرق کردستان
با همهي اين تفاصيل، دولت جمهوري اسلامي در راستاي تشديد سياستهاي ضد كُرد و جلب توجه هر چه بيشتر تركيه به سوي خود جهت برونرفت از بنبست بينالمللي و مسئلهي هستهاي، نهتنها در صدد تصفيهي جنبش آزاديخواهي برآمده، بلكه خلق كُرد و بهويژه جنوب كردستان را آماج حملات توپخانهاي خود قرار داده و حتي مرزهاي كشور عراق و جنوب كردستان را مورد تعرض قرار داده است. بيشك همگان آگاهند كه در مناطق خاكورك، سيدهكان، خنيره، لولان و... PJAK و نيروهاي شرق كردستان(HRK) بهسر نميبرند
اعدام نمودن رهبر جوان اپوزيسيون بلوچ، عبدالمالك ريگي، بارزترين نمونه تداوم سياست قتلو عام است. اين امر نشاندهندهي آن است كه سياستهاي ضدخلقيِ جمهوري اسلامي، تنها متوجه خلق كرد نيست. بلكه ديروز كرد، امروز جوانان بلوچ و فردا هم ديگر خلقهاي ايران مورد هدف سياست دولت ميباشد
نظام تمدن مادّي در طول تاريخ، در پي بلعيدن تمام ارزشهايي بوده است كه محصول رنج هزاران سالهي جامعهي طبيعياند. جنگها، چپاولها، كشتارها، زندانها، سياهچالهها، شكنجهها، چوبههاي دار، صليب، زنجير و يوغ و تازيانه دستاورد تمدن مادّي و اقشار قدرتمدارِ فرادست براي بشريتاند. اينها همه ابزارهايي براي به سكوت كشانيدن، بيارادهسازي و تسليمگيري جامعه و هدايت آن بر اساس منافع قشر حاكم بودهاند.
پرداختي مختصر به مانيفست جامعهدموكراتيك رهبرآپو مراحل جامعه متمدن و مسائل مقاومت رامتين صبا بخش اول در اين بخش از مانيفست رهبر آپو مراحلي از جامعه متمدن مورد ارزيابي قرار ميگيرد و عوامل و مسايل ظهور «مقاومتها» را به شكلي بيان ميدارد كه فلسفه شكلگيري مقوله «قدرت» را به شكلي منسجم از تاريخ تمدن استخراج مينمايد و حلقههاي زنجيرسان آن را رومينمايد. كاري كه فيلسوفان و انديشمندان معاصر از قبيل «نيچه، هايدگر، فوكو و غيره» در طريق آن مَرْكب قلم دواندند، اما ناقص ماندند. زيرا در شناسايي حلقههاي تاريخي دچار نقص تئوري تاريخي گشتند.
با اتحادي نوين در راستاي آزادي گام برخواهيم داشت دولت ايران كه خود نيز در داخل مرزهايش برخوردار از مسئله حل نشده كرد ميباشد و شروع مبارزات نوين جنبش آزاديخواهي خلق كرد در سالهاي اخير اين دولت را تا حد زيادي در تنگنا قرار داده، از طرفي سعي بر از ميان برداشتن اين مسئله و نابودي خلق كرد را دارد و از سويي نيز خواهان رساندن اين پيام به دولت تركيه است كه "ما مستقيما در مقابل خلق كرد اعلام جنگ نمودهايم، آنها را كافر نام نهاده و فتواي جهاد در مقابلشان دادهايم و گامي فراتر از آمريكا عليه كردها نهادهايم
اسلحهها رو به كجا نشانه رفتهاند؟! ريوار آبدانان اين روزها مسئلهي كُرد ستونهاي خبري اكثر روزنامهها، بولتنهاي خبري، سايتها و تلويزيونها را به خود اختصاص داده است. قهرمانيِ بينظيرِ فرزندان كُرد در زندان اِوين تهران نگاه بشريت قرن بيستويكم كه تشنهي ذرّهاي آزاديست را به خود متوجه گردانيد.
« مقاومت زندگيست» باران روژ. بريتان سي و اندي سال از تاسيس دولت جمهوري اسلامي ميگذرد؛ دولتي كه هم با صفت اسلامي و هم صفت جمهوري هميشه سيري متضاد داشته است. دولتي كه به تمامي مطالبات دموكراتيك و آزاديخواهانهي خلقهاي ايران از همان بدو تاسيس پشت پا زد و كاراكتري توتاليتر و فراگيرنده را تحت حاكميت ولايت فقيه به خويش گرفت. همان ولايت فقيهي كه با نقاب نمايندگي خدا به خود حق هرگونه انحصار، غصب و چپاولگري را ميدهد و تاب تحمل هيچ گونه اراده و انسان آزادي را ندارد.