روز جمعه 5 مارس 2010 نيروهاي امنيتي دولت فدرال آلمان، رياست حزبمان مهندس عبدالرحمان حاجي احمدي را بازداشت نمودند. تاكنون از دليل دستگيري ايشان موردي اعلام نگشته است اما مطابق آخرين آگاهيها، ايشان به درخواست دادگاه عالي كشور بلژيك بازداشت گرديدهاند. رفيق حاجياحمدي از مبارزان نستوه تاريخ اخير كردستان و ايران ميباشند كه سابقهي روشن و شفاف و دوران مبارزات شان بر تمامي خلق كرد و خلقهاي ايران و افكار عمومي جهان آشكار است. از همان دوران جواني تاكنون، رفيق حاجي احمدي در مقام يك پيشاهنگ و در چارچوبهاي سازماني جداگانه در خدمت خلق خويش بوده و در راه آزادي ميهن و برقراري دموكراسي تمامي تلاش خويش و حتي زندگي شخصيشان را وقف اين راه نمودهاند. بيش از 45 سال است كه به شيوهاي قانوني در اروپا اقامت داشته، به تحصيل پرداخته، مبارزه نموده و به شيوهاي كه كاملا مطابق موازين دموكراتيك و حقوقي و منشورات جهاني است مسيري آزاديخواهانه را جهت سير حيات خويش برگزيده است. رفيقمان هم مطابق اصولي كه بدان معتقد بوده و هم مطابق اصولي كه جهانيان بر سر آن توافق دارند، به مبارزات خويش ادامه داده، اين را كاملا آشكار انجام داده و هيچگاه لكهاي نامعلوم بر حيات و مبارزات ايشان وارد نبوده است. عليرغم نگراني كه از اقدامات تروريستي رژيم حاكم بر كردستان وجود داشته و در اقداماتي چون ترور مخالفان خويش شاهد آن بودهايم، رفيق حاجي احمدي با اعتقاد به وجود امكانات و فرصتهاي دموكراتيك در اروپا، ريسك كار و فعاليت در آنجا را به جان خريده و در اين راه ترديدي به دل راه ندادهاند. از سال 2004 تاكنون نيز ايشان رياست حزبمان، حزب حيات آزاد كردستان را بر عهده داشته و هم در برقراري اصول دموكراتيك در مبارزاتمان و هم حيات مبارزاتي خويش بعد از اين برهه، دقت و ظرافت خاصي را به خرج دادهاند. تاكنون هيچ مدركي دال بر خدشه وارد بودن بر فعاليتهاي حزبمان و رفيق حاجي احمدي و دموكراتيك بودن آن وجود نداشته و ندارد. عليرغم رعايت اين همه اصولي كه عدم رعايت آن را از طرف بسياري شاهد هستيم، امروزه اين رفيقمان با حملهاي نادموكراتيك و شيوهاي كه برازندهي اروپاي معاصري نيست كه ادعاي الگو گشتن براي جهان را دارد، بازداشت شده و مانع از تداوم حيات معمولي ايشان گشتهاند. اين اقدام را نه تنها در برابر شخصي يا حركتي ميبينم بلكه به عنوان كنسبتي در برابر ارده آزاد خلقمان ميبينيم.كهولت سن ايشان نيز هم از منظر حقوقي و هم از منظر لزوم احترام به آداب و سنن خلقمان، موردي است كه نيروهاي امنيتي و قضائي اروپايي بايد آن را مدنظر قرار دهند. حزبمان از نزديك اين مسئله را پيگيري نموده و آن را همچون معيار برخورد با خويش و خلقمان ميدانيم. هر نيرويي و هر سازمان قضايي و يا امنيتي بايد با توجه به موقعيت رفيقمان برخورد نموده و موقعيت سياسي و اجتماعي ايشان را در روند بررسي مسئلهي دستگيري ايشان مورد توجه قرار دهند. با توجه به دوران حيات رفيق حاجي احمدي، روشن و شفاف بودن فعاليتهاي ايشان، موقعيت خلقمان كه در حال مقاومتي بينظير براي تنها تداوم حياتي انساني هستند، از نيروهاي امنيتي آلمان و اروپايي خواهانيم تا در اسرع وقت ايشان را آزاد نموده و ضمانت حيات قانوني و امنيتي ايشان را تأمين نمايند. هر اقدامي غير از اين چارچوب ما را ناچار از بررسي مجدد مسئله و موضعگيري متفاوت خواهد نمود. در همين چارچوب از خلقمان نيز ميخواهيم تا ابعاد اين برخورد ناسزا با پيشاهنگان خويش را درك نموده و در چارچوب حفاظت از شرف و حيثيئت خويش و بجاي آوردن لزومات حياتي آزاد و دموكراتيك اعتراضات خويش به عمل غيرحقوقي و غيرقانوني نشان دهند. بازداست رفيق حاجي احمدي را مانند بازداست خويش ميدانيم. بعنوان خلق نشان خواهيم داد كه در حياتي بازداشتي نخواهيم زيست. اين لزوم احتراممان به آزادي و حياتي آزاد نيز ميباشد.
زنده باد مبارزهي آزاديخواهانهي خلق كرد! مقاومت زندگيست! 2010-03-06 كورديناسيون حزب حيات آزاد كردستان PJAK
با همهي اين تفاصيل، دولت جمهوري اسلامي در راستاي تشديد سياستهاي ضد كُرد و جلب توجه هر چه بيشتر تركيه به سوي خود جهت برونرفت از بنبست بينالمللي و مسئلهي هستهاي، نهتنها در صدد تصفيهي جنبش آزاديخواهي برآمده، بلكه خلق كُرد و بهويژه جنوب كردستان را آماج حملات توپخانهاي خود قرار داده و حتي مرزهاي كشور عراق و جنوب كردستان را مورد تعرض قرار داده است. بيشك همگان آگاهند كه در مناطق خاكورك، سيدهكان، خنيره، لولان و... PJAK و نيروهاي شرق كردستان(HRK) بهسر نميبرند
اعدام نمودن رهبر جوان اپوزيسيون بلوچ، عبدالمالك ريگي، بارزترين نمونه تداوم سياست قتلو عام است. اين امر نشاندهندهي آن است كه سياستهاي ضدخلقيِ جمهوري اسلامي، تنها متوجه خلق كرد نيست. بلكه ديروز كرد، امروز جوانان بلوچ و فردا هم ديگر خلقهاي ايران مورد هدف سياست دولت ميباشد
نظام تمدن مادّي در طول تاريخ، در پي بلعيدن تمام ارزشهايي بوده است كه محصول رنج هزاران سالهي جامعهي طبيعياند. جنگها، چپاولها، كشتارها، زندانها، سياهچالهها، شكنجهها، چوبههاي دار، صليب، زنجير و يوغ و تازيانه دستاورد تمدن مادّي و اقشار قدرتمدارِ فرادست براي بشريتاند. اينها همه ابزارهايي براي به سكوت كشانيدن، بيارادهسازي و تسليمگيري جامعه و هدايت آن بر اساس منافع قشر حاكم بودهاند.
پرداختي مختصر به مانيفست جامعهدموكراتيك رهبرآپو مراحل جامعه متمدن و مسائل مقاومت رامتين صبا بخش اول در اين بخش از مانيفست رهبر آپو مراحلي از جامعه متمدن مورد ارزيابي قرار ميگيرد و عوامل و مسايل ظهور «مقاومتها» را به شكلي بيان ميدارد كه فلسفه شكلگيري مقوله «قدرت» را به شكلي منسجم از تاريخ تمدن استخراج مينمايد و حلقههاي زنجيرسان آن را رومينمايد. كاري كه فيلسوفان و انديشمندان معاصر از قبيل «نيچه، هايدگر، فوكو و غيره» در طريق آن مَرْكب قلم دواندند، اما ناقص ماندند. زيرا در شناسايي حلقههاي تاريخي دچار نقص تئوري تاريخي گشتند.
با اتحادي نوين در راستاي آزادي گام برخواهيم داشت دولت ايران كه خود نيز در داخل مرزهايش برخوردار از مسئله حل نشده كرد ميباشد و شروع مبارزات نوين جنبش آزاديخواهي خلق كرد در سالهاي اخير اين دولت را تا حد زيادي در تنگنا قرار داده، از طرفي سعي بر از ميان برداشتن اين مسئله و نابودي خلق كرد را دارد و از سويي نيز خواهان رساندن اين پيام به دولت تركيه است كه "ما مستقيما در مقابل خلق كرد اعلام جنگ نمودهايم، آنها را كافر نام نهاده و فتواي جهاد در مقابلشان دادهايم و گامي فراتر از آمريكا عليه كردها نهادهايم
اسلحهها رو به كجا نشانه رفتهاند؟! ريوار آبدانان اين روزها مسئلهي كُرد ستونهاي خبري اكثر روزنامهها، بولتنهاي خبري، سايتها و تلويزيونها را به خود اختصاص داده است. قهرمانيِ بينظيرِ فرزندان كُرد در زندان اِوين تهران نگاه بشريت قرن بيستويكم كه تشنهي ذرّهاي آزاديست را به خود متوجه گردانيد.
« مقاومت زندگيست» باران روژ. بريتان سي و اندي سال از تاسيس دولت جمهوري اسلامي ميگذرد؛ دولتي كه هم با صفت اسلامي و هم صفت جمهوري هميشه سيري متضاد داشته است. دولتي كه به تمامي مطالبات دموكراتيك و آزاديخواهانهي خلقهاي ايران از همان بدو تاسيس پشت پا زد و كاراكتري توتاليتر و فراگيرنده را تحت حاكميت ولايت فقيه به خويش گرفت. همان ولايت فقيهي كه با نقاب نمايندگي خدا به خود حق هرگونه انحصار، غصب و چپاولگري را ميدهد و تاب تحمل هيچ گونه اراده و انسان آزادي را ندارد.