توجه خوانندگان محترم میتوانند برنامه و اساسنامه حزب حیات آزاد کوردستان، مصوبه کنگره سوم را در اینجا مطالعه فرمایند...
پيشگفتار سدة بيست و يکم با شاخصهايي نظير پيشرفت علم و فناوري، آگاهي خلقها و توسعه دمکراسي به نقطة عطفي در تاريخ تکامل انسان تبديل گرديده است. شاهد دگرديسي بنياديني در ساختارهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هستيم.
بخش نخست جامعه طبيعي، تز آغازين است که انسان موجوديت خود را با اتکا بر آن آغاز نموده است. کلان نيز يک توده و شخصيت است که عاري از طبقه، سلسله مراتب و استثمار ميباشد؛ اتحاديهاي است بر محوريت زنـ مادر كه پيرامون وي شکل گرفته و مفاهيم آزادي و برابري در آن بصورت يک حقيقت تجلي يافته است.
بخش دوم خلق به تمامي گروههاي خارج از جامعه فوقاني و اليگارشي دولتي اطلاق گشته که شامل طبقات محروم، گروههاي اتنيکي، فرهنگي، ديني و جنسيتي تحت ستم ميباشد که با شيوههاي گوناگون مورد استثمار قرار گرفتهاند.
بخش سوم گروههاي آريايينژاد، آغازگر زراعت و دامپروري دوران نوسنگي ميباشند. آنان در سالهاي 10000 تا 6000 ق.م. در دشتها و درههاي مابين رشته کوههاي زاگرسـتوروس ميزيستهاند. درواقع گروههاي عشيرهاي در دورهاي شکل گرفتند که جامعه نوسنگي در هلال حاصلخيز و تحت حاکميت فرهنگ "تلخلف" راه را بر شيوهاي از نهادينگي اجتماعي و توسعه آنها گشود. اين دوره از 6000 تا 4000 ق.م ادامه داشته و بهعنوان دوره ايجاد "سازمانهاي اساسي"، در زمينهسازي براي تمدن سومر نقش اساسي داشته است.
بخش چهارم کليد تاريخ کرد در جامعه طبيعي ميباشد. حلقه نخستين تاريخ کرد به جامعه طبيعي در عصر نوسنگي و در حدود هزاره دوازدهم ق.م برميگردد. جامعه طبيعي با بهرهگيري از غناي گياهيـ جانوري و شرايط مساعد طبيعي حوزههاي داخلي و خارجي سلسله کوههاي زاگرسـتوروس و دامنههاي آن رشد يافته است.
بـ جنبش مدرن آزاديخواهي خلق کرد در آغاز دهه 1970 وجود و يا عدم وجود خلق کرد به عنوان يکي از کهنترين خلقهاي جهان مورد بحث بود. کردها نه در سيستم سوسياليستي، نه در سيستم سرمايهداري و نه در ميان ساير کشورها جايگاهي نداشتند. هر سه بخش نيز، فاقد برخوردي دال بر جايدادن کردها در درون سيستم خود بودند.
جـ وضعيت کنوني کردها در ايران کردها در تاريخ ايران زمين همواره به عنوان يک عنصر اساسي در تحولات نقش شايان توجهي داشتهاند. از دوران ماد به بعد که اقتدار رسمي از دست کردها خارج شد، کردها چه در درون سيستم بروکراسي و چه به عنوان يک نيروي جنگاور قوي اين نقش را ايفا نمودهاند. کردها به سبب تعميق خصائص عشايري ناشي از مقتضيات حفظ خويش، از بروکراسي و مراکز اقتدار دوري جسته و بيشتر، جنگاوري عشاير کرد فاکتور دفاعي اساسي مرزهاي اين سرزمين بوده است. پديده کوچاندن کردها به چهارسوي مرزها نيز از همين نکته سرچشمه ميگيرد. پراکندگي جغرافيايي آنان نيز که هميشه در اسناد رسمي سعي در مخفينمودن آن کردهاند نشأتگرفته از همان مورد است.
بخش پنجم الفـ PJAK در راستاي اتحاد و برادري آزاد و داوطلبانه خلقهاي ايران، محدودنمودن و متحولساختن نقش و اختيارات دولت و دمكراتيزه كردن آن در سطح نهادي مديريتي كه جوابگوي خدمات همگاني و حفظ امنيت عمومي جامعه بوده و مظهر اتوريتة عامه باشد، مبارزه مينمايد. همچنين با ارتقاي سطح بينش و سازماندهي دمکراتيک خلق، جهت تحقق دمکراسي راديکال خلقهاي ايران و خودمديريتي دمكراتيك خلق كرد به فعاليت ميپردازد؛ در اين راستا:
بخش ششم الفـ جهت ايجاد تحول در ساختارهاي جمهوري اسلامي ايران و رفع سياستهاي فشار و انکار كه مغاير با حقوق و آزاديها ميباشندهمچنين ايجاد "جامعهاي دمکراتيکـ اکولوژيک و آزاديخواهي جنسيتي" در چارچوب ايراني دمکراتيک:
اساسنامه حزب 1 ـ نام سازمان: پارتي ژياني ئازادي کوردستان PJAK (حزب حيات آزاد کردستان).
بخش دوم: عضويت 1 ـ تعريف عضو: عضو حزب کسي است که حداقل 18 سال تمام داشته باشد، برنامه و اساسنامه حزب را پذيرفته و مسئوليت تحقق آنها را بر عهده ميگيرد.
بخش سوم: ساختار سازماني الف) بالاترين ارگان تصميمگيري حزب, کنگره است. کنگره حزب هر سه سال يکبار با مشارکت حداقل دو سوم نمايندگان منتخب, برگزار ميشود.
بخش چهارم: نظام سازماندهي كنفدرال جامعه سازماندهي جامعه دموكراتيك، نظامي است كه در راستاي احياي اراده، هويت و ارزشهاي اجتماعي خارج از دولت شكل ميگيرد. اين مدل تمامي حوزههاي اجتماعي و اقشار و گروهها را دربر ميگيرد. در راستاي ايجاد زمينههاي مشاركت آنها بهصورت مستقيم به سازماندهي خلق ميپردازد. از طريق كمون كه كوچكترين واحد آن در روستاهاست و مجالس بخش، شهر و ايالت مكانيسمهاي مشاركت آزادانه خلق را تضمين مينمايد.