در دموکراسی خلقها، دولت ـ قدرت آماج گرفته نمیشود رهبر خلق کرد در کتاب "دفاع از یک خلق" چگونگی دموکراسی نمایندگی را اینگونه تشریح میکند: دولت بنا به کارکرد زیاد خود نهاد اصلی بسیار قدیمی و در راس جامعه است. با روشی دموکراتیک ایجاد نمیشود. با شیوهای سنتی و انتصابی اداره میشود. جامعه فوقانی در میان خود دموکراسی را پیاده میکند. این را نیز میتوان دموکراسی طبقات بالایی نامید. این، وظیفه مخفی نگهداشتن چهره دولت را بازی میکند. این دموکراسی در مدل بیشتر جمهوریهای غربی، دولت را اساس میگیرد. اول دولت میآید و سپس دموکراسی؛ بدون دولت بحثی از دموکراسی در میان نیست. در حالیکه در دموکراسی خلقها، دولت ـ قدرت آماج گرفته نمیشود. دموکراسیای که هدفش دولتشدن است قبر خود را بدست خود میکند
تا زمانيکه موقعيتي که زن همزمان با آغاز نظام هيرارشيک در آن قرار گرفت، تجزيه و تحليل نگردد، نه دولت را ميتوان توضيح داد و نه ساختارهاي جامعه طبقاتياي را که دولت بدان متکي است. به همين دليل است که نميتوان از گرفتارآمدن به اساسيترين خطاها، رهايي يافت
كنفدراليسم دموكراتيك سيستمي خاورميانهاي و جهانشمول بخش 2 قوانين دمکراتيک, جهانشمول ميباشند. بسان حلقههاي زنجير بهم متصلاند. ما را به کهنترين زمان در گذشته و به دوردستترين مکانها, پيوند ميدهند. ما تنها نيستيم. تاريخ و مناطق بيش از هر نظام ديگري, با نظام دمکراسياي که ما ميخواهيم, همراهند. وظيفهاي که از بيشترين اولويت برخوردار است جلوگيري از تلفات و شکستها در مرحله يادگيري و شناخت, انتخاب صحيح ابزارهاي سياسي و بازگشت به اخلاق اجتماعي است.
كنفدراليسم دموكراتيك سيستمي خاورميانهاي و جهانشمول بخش 1 تدوين خلاصهاي از ارزيابيهاي رهبر آپو كنفدراليسم و تعريف آن در بالاترين سطح كنگره، در قاعده كمونهاي محلي؛ كوئوپراتيوها، نهادهاي جامعهمدني، سازمانهاي مدافع حقوق بشر و شهرداريها، مهمترين اجزاي ساختار بنيادين سازماندهيهاي دموكراتيك ميباشند. كنگرههاي خلق نه آلترناتيوي براي دولت و نه جزيي سازماني از آن هستند.
نگرشها و رويكردهاي PJAK به فدراليسم و كنفدراليسم 1 ج . محمدي براي هركسي اين پرسش به وجود ميآيد كه نگرش PJAK در مورد فدراليسم چگونه است. PJAK در كنگره اول برپايه شعار «ايراني دموكراتيك و كردستاني آزاد» مدل فدراليسم را ترجيح داد اما بايد اذعان داشت كه حتي مدل فدراليسمي كه در پيش گرفته بود كاملا شبيه به همان فدراليسم غربي و يا آنچه كه ديگر اپوزيسيونهاي كردي و غيركردي ميخواستند نبود، آن فدراليسم، فدراليسم دموكراتيك بود كه فرق آن با ديگر مدلها در زمينه رد و پذيرش دولت،
تنظيمات و سازماندهي نيرومند، فرق اساسي ما با آنارشيسم تحليلات رستم جودي در جمع كادرهاي PJAK در آموزشگاه مركزي بخش پایانی بسياري اوقات موقعيت چنان است كه گفته ميشود نيازي به وجود و عملكرد يك سازمان نيست و يا اينكه ديگر لازم نيست كه همانند گذشته براي موجوديت سازمان اهميت قايل بود. اين در حالي است كه در سيستم نوين ما، كنفدراليسم، سازماندهي و ضرورت موجوديت سازمان بيشتر از گذشته اهميت يافته است
سيستم كنفدراليسم دموكراتيك و ابعاد آن تحليلات رستم جودي در جمع كادرهاي PJAK در آموزشگاه مركزي بخش- 2 بعد سياسي: بعد ديگر آن بعد سياسي است؛ سياست را ميتوان در دو وجهه مختلف ارزيابي نمود. وقتي كلمه سياست برزبان رانده ميشود، ناخودآگاه مفاهيم قدرت و دولت در ذهنمان تلاقي ميگردد و چه بسا علمي شدن سياست را هم بدانها ربط ميدهيم. البته به نوعي حزبگرايي صرف را هم ميتوان كنار آن دو بيان نمود. اما اساسا در كنفدراليسم دموكراتيك سياست بصورت جبري با مفاهيم قدرت و دولت در آميخته نميشود.
سيستم كنفدراليسم دموكراتيك و ابعاد آن تحليلات رستم جودي در جمع كادرهاي PJAK در آموزشگاه مركزي بخش- 1 هر انساني كه در حق طبيعت و محيط زيست برخوردي حساس داشته باشد، آن انسان دموكرات ميباشد؛ انساني آزاد است. اما انساني كه نسبت به محيط پيرامون از كنش و واكنشي بدون مبدأ برخوردار باشد، آن، نه شخصيتي دموكرات است و نه انساني آزاديخواه.
جامعه دموکراتیک اکولوژیک،پارادایم بینش اجتماعی ـ مردمی دمکراسی از اصطلاحاتی است که بیشترین بحث ها را در تأسیس و شکل گیری جامعه نوین به خود اختصاص داده است. این اصطلاح به درازای تاریخ مورد بحث و گفتگو قرار گرفته و ساختارهای عملکردی و اجرایی متفاوت آزمون شده اند
اصطلاح کمون؛ لفظ و تعبیر تاریخ انسانیت با قدمت دوازده هزار سال، مراحلی را با سیستم های مختلف طی نموده است. در دوره های زمانی گوناگون سیستمهایی همانند جامعه طبیعی، برده داری، فئودالی و کاپیتالیستی ظهور یافته اند. بعد از دوره خاص جامعه طبیعی، در تمامی ادوار و اعصار مدام دو مقوله نظام دولتی و جامعه(مردم) رودرروی هم قرار گرفته اند.
کنفدرالیسم؛ رهایی از نظام دولتی کنفدراسیون اصطلاحی نو نیست. سیستمی است که به عنوان ساختاری یکپارچه و متحد کننده در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره که زمینه ارتباط ما بین دولت ها، سندیکاها، مؤسسات، نهادها و حتی عشایر و امثال آن را فراهم می کند. با این تعریف، کنفدراسیون همان طور که به صورت ساختاری مؤتلفه و یکپارچه شناخته می شود، تحت عنوان ارگانیزاسیونی اجتماعی نیز می توان آن را تعریف نمود. ساختارهای یونیتر به ساختارهای مرکزی و تک محور گفته می شود...
کنفدرالیسم؛ شبکه مجالس اجرایی مردمی ریشه های بحران اجتماعی و بحران اکولوژیک را که روز به روز شدت می گیرند باید در اوایل تمدن جستجو کرد و این صحیح ترین کار است. حاکمیت و اقتدار از خود بیگانگی را به دنبال دارد و بیگانگی از طبیعت را نیز تحمیل می نماید. بیگانگی انسان از طبیعت آن نوع از خود بیگانگی است که خود نتیجه حاکمیت و اقتدار می باشد.